X
تبلیغات
رایتل

عناوین یادداشت‌ها 

  • کی اول دست داد؟ (چهارشنبه 8 مهر‌ماه سال 1394 15:32)
    لازم نیست دنبال حل مشکلات کشور باشیم. درد کشور ما خیلی سطحی تر از مسائل بنیادی است. درد ما این است که دو روزه همه شبکه های صدا و سیما در حال توجیه دست دادن ظریف با اوباما هستند. اینکه تصادفی همدیگر را دیدند. اینکه قرار نبوده دست بدهند. اینکه جان کری پیش قدم شده برای معرفی ظریف. اینکه دست کی روی دست اون یکیه...اینکه...
  • [ بدون عنوان ] (دوشنبه 6 مهر‌ماه سال 1394 15:38)
    یکی از کارهای مورد علاقه ام اینه که ببینم دیگران من را به چه اسمی تو گوشیشون ذخیره می کنند. حالت عادی برای دوستان نزدیک ، ذخیره با اسم کوچکه. فکر می کنم همه دوستانی داشته باشند که با اسم کوچک تو گوشی ذخیره می کنند. مثلا تو گوشی من میشه اسم هایی مثل رسول و مهدی دید. برای افرادی هم که رابطه کاری باهاشون دارم از نام...
  • لوله تفنگ! (یکشنبه 5 مهر‌ماه سال 1394 11:29)
    به نظرم هر چیزی حدی داره. بعضی وقت ها که اشتباهی گذرم به مجتمع های تجاری میخوره، با تیپ های عجیب و غریب مواجه میشم. مثلا امروز فروشنده مرد! یکی از فروشگاه های لوازم آرایشی را دیدم که تیپ عجیبی داشت. جدیدا یک شلوارهایی مد شده (برای آقایان البته) که پاچه شلوارش کش داره و دکمه و زیپ میخوره! اسم مدلش را نمیدونم ولی با پرس...
  • دست به نقد (شنبه 4 مهر‌ماه سال 1394 11:28)
    داشتیم با یکی از بچه های روزنامه درمورد گزارشش صحبت می کردیم. خاطره جالبی تعریف کرد. گفت برای این گزارش به یکی از مجتمع های تجاری رفته و با چند نفری مصاحبه کرده. در همین حین وقتی میخواسته با یکی از خانم های جوان مصاحبه کنه گفته "ببخشید خانم میشه چند لحظه مزاحمتون بشم؟" خانم جوان هم دست کرده در کیف و شماره...
  • بی شعوری (پنج‌شنبه 2 مهر‌ماه سال 1394 20:36)
    نمونه بارز بی شعوری را میشه در رفتار امروز صدا و سیما مشاهده کرد. وقتی تا الان 95 زائر ایرانی کشته شدند و در کل 1200 زائر در ازدحام جمعیت جان خودشون را از دست دادند، صدا و سیما این خبر را مساوی و هم تراز با اتفاقات یمن اعلام می کند. بعد هم با یک جمله که "گرچه امروز تعدادی زائر جان خودشان را از دست دادند ولی امروز...
  • دیگه برنده شدی!!! (چهارشنبه 1 مهر‌ماه سال 1394 11:35)
    این پیامک تبلیغاتی ها هم والا دیگه کاری نمونده که نکرده باشند. مثلا میری یک سایتی را باز میکنی ده تا سایت کنارش باز میشه، بعد اون سایت دهمیه میگه کاربر گرامی چون شما سه بار با این آِی پی وارد سایت ما شدین برنده فلان جایزه شده و برین این سایت و جایزه را تحویل بگیرید. یا طرف پیامک میداد که همین الان 4 را بفرست تا برنده...
  • جای شما خالی بود (شنبه 28 شهریور‌ماه سال 1394 15:38)
    جای همه شما خالی بود. سه شبانه روز در مشهد بودم و توفیق داشتم همه نمازها را در حرم بخوانم. هتلی هم که در آن استقرار داشتیم به شدت به حرم چسبیده بود و میشد ظرف 30 ثانیه وارد حرم شد. همه این سفر خوبی بود به غیر از چند نکته: 1. هواپیما: در نوع خودش افتضاح بود. حتی بد هم نبود. افتضاح. صندلی ها به شدت به هم چسبیده، حداقل...
  • تمام شد (شنبه 21 شهریور‌ماه سال 1394 12:31)
    بعد از بدو بدو کردن های زیاد که داستان مفصل اش را در پنج پست نوشتم، بعد از خون جگر خوردن های زیاد از بس که تاریخ و زمان دفاع عقب و جلو شد، بالاخره برای چهارشنبه هفته قبل زمان دفاع تعیین شد. سه شنبه هفته قبل با خانواده شال و کلاه کردیم و راهی سفر شدیم. چهارشنبه صبح، جلسه دفاع شش نفر از بچه های هم دوره من بود. به عنوان...
  • اولین نفر (قسمت آخر) (یکشنبه 15 شهریور‌ماه سال 1394 09:00)
    از شانس من، یکی از خیابان های اصلی قزوین را بسته بودند و برای همین مسیر جایگزین شلوغ و پرترافیک بود و ما هم در ترافیک گیر کردیم. تمام ناخن های دستم را خورده بودم! اگر امکان داشت ناخن های پایم را هم می کندم اما خب نمیشد! به هر زحمتی بود ساعت 13:01 دقیقه رسیدیم شهرداری. سریع خودم را به پشت در اتاق شورای شهر رساندم. اما...
  • اولین نفر (قسمت چهارم) (شنبه 14 شهریور‌ماه سال 1394 09:00)
    هنوز استاد داشت توصیه های لازم را میکرد و شماره موبایل استاد فلانی و شماره موبایل اون یکی دانشجو را میداد که یکی دیگر از دانشجو های استاد وارد دفترش شد. کار زیادی نداشت و گیر یک امضا بود. در همین حین داشم فکر می کردم که الان باید از شمال تهران خودم را به غرب و ترمینال غرب برسونم. این کار را هم باید با تاکسی دربست...
  • اولین نفر (قسمت سوم) (جمعه 13 شهریور‌ماه سال 1394 09:00)
    صبح ساعت 6 صبح رسیدم تهران. قرارم با استاد ساعت 10 صبح در دانشگاه شهید بهشتی بود. برای همین چند ساعتی وقت داشتم. طبق معمول اول سری به نمازخانه ترمینال زدم و دیدم هنوز قانون نخوبیدن وجود داره! رفتم تو اتاق انتظار نشستم و یک ساعتی در حالت نشسته و نیمه خواب، از سر اجبار سریال های شبکه نمایش را با صدای بلند گوش دادم! ساعت...
  • اولین نفر ( قسمت دوم) (پنج‌شنبه 12 شهریور‌ماه سال 1394 09:42)
    تلفن را که جواب داد پرسیدم استاد برنامه فردای شما مشخص شد؟ میتونم بیام پروژه را تحویل بدهم؟ با یک حالت حق به جانب گفت "من فردا کلا تهران نیستم. برنامه شما هم میمونه برای شنبه و استاد فلانی هم اون موقع نیست!" یک جوری که انگار من چقدر تقصیر داشتم که نشده مرخصی بگیرم و 500 کیلومتر راه طی کنم و ... اما این موضوع...
  • اولین نفر (چهارشنبه 11 شهریور‌ماه سال 1394 11:42)
    تقریبا یک ماهی بود که پروژه را برای استادم ایمیل کرده بودم و قرار بود ظرف یک هفته جوابش را بدهد. چند روز بعد هم مقاله را فرستادم. مسیج هم زدم که به پیرو پروژه، مقاله هم به ایمیل شما ارسال شد. یک هفته دیگر هم صبر کردم و خبری نشد. شنبه هفته پیش کاسه صبرم لبریز شد و زنگ زدم به استاد. اصلا یادش نبود که کی و کجا چه خبر...
  • [ بدون عنوان ] (یکشنبه 8 شهریور‌ماه سال 1394 15:41)
    تقریبا از اواسط هفته گذشته به این طرف، اصلا نمی فهمم روزها چه شکلی سپری می شوند. کارهای زیادی است که باید پشت سر هم و گاهی با هم انجام بدهم و همین باعث شده از لحاظ جسمی کم بیارم. خوشبختانه ورزش به کمک ام آمده و زیاد به مشکل نخوردم. چهارشنبه هفته پیش هم یک روز استثنایی در زندگی ام بود. استثنایی از آن جهت که از تک تک...
  • نحوه پرداخت قبض (سه‌شنبه 3 شهریور‌ماه سال 1394 16:21)
    یکی از سرگرمی هایم برای سرکار گذاشتن همراه اول و به کلی شبکه اپراتورهای تلفن همراه، نحوه پرداخت صورت حساب است. حالا این ترفند من چیست؟ اولین مورد درخواست قطع صدور قبض کاغذی است و زین گونه کسی دیگر نمی بیند که در مدت دو ماه گذشته چه دسته گلی بر آب داده ام! دومین مورد هم ثبت ایمیل ام در سامانه همراه اول است که هر دو ماه...
  • چند بود چند شد! (یکشنبه 1 شهریور‌ماه سال 1394 10:22)
    چند وقتی است که این اتفاق در زمینه کتاب رخ داده است. در این مدت همیشه علاقه دارم بعد از خرید کتاب و قتی به خانه بر میگردم، برچسب هایی که روی قیمت کتاب ها زده شده را پاک می کنم تا ببینم وقت انتشار آن، چه قیمتی داشته است. مثلا کتاب با قیمت 6500 تومان چاپ شده ولی در حال حاضر برچسب قیمت 12000 تومان روی آن زده شده است. اگر...
  • موجز (شنبه 31 مرداد‌ماه سال 1394 09:51)
    یکی از تمرین های نگارش مطبوعاتی و رسانه ای، مختصر نویسی است. این که بتوان کل قضیه را در چند جمله بیان کرد بدون این که نکته ای جا بماند. آغاز این برنامه هم به حدود 150 سال قبل بر می گردد. وقتی می خواستند خبر پیروزی یا شکست در جنگ را از طریق تلگراف بیان کنند و برای همین به خاطر اینکه خطوط و تلگراف قطعی زیادی داشت مجبور...
  • [ بدون عنوان ] (پنج‌شنبه 29 مرداد‌ماه سال 1394 19:14)
    وقتی مجبور به جابه جایی و انتقال از دفتر قدیم به دفتر جدید شدیم، هنوز دفتر جدید به طور کامل آماده نبود. دفتر جدید در ساختمان در حال بازسازی واقع شده بود و من هر چه به رییس و روسا گفتم که اینجا به این زودی ها تکمیل نمی شود گوش ندادند و رفتند. دفتر را در حالتی تحویل گرفتیم که هنوز کولر نداشت، سنگ دیوارهای راهرو نصب نشده...
  • ای کاش (یکشنبه 25 مرداد‌ماه سال 1394 11:58)
    چند روز پیش یکی از مشتری ها که نمایندگی بیمه دارد، در مورد بیمه عمر میگفت و از این که اگر ماهی 100 هزار تومان بدهم 30 سال دیگر 6.5 میلیارد نصیبم می شود و از این صحبت ها. مسلما هر کسی در این فکر است که امروز کاری بکند که 20، 30 سال دیگر که توان کار کردن ندارد، پشوانه ای در اختیار داشته باشد. مثل همین پرداخت حق بیمه که...
  • [ بدون عنوان ] (پنج‌شنبه 22 مرداد‌ماه سال 1394 17:55)
    حتما شما هم این جمله کلیشه ای را بارها شنیده اید که از مضرات عصر تکنولوژی، وابستگی افراد به همین فناوری های روز است. حالا باز هم با این عنوان اعتیاد اینترنتی آشنایی دارید و می دانید که خیلی ها به اینترنت به شدت وابسته هستند. خود من هم حتما باید هر روز به اینترنت دسترسی داشته باشم و در خانه و سرکار و روی تبلت هم...
  • میرداماد و افلاطون! (جمعه 16 مرداد‌ماه سال 1394 10:59)
    سریال "تنهایی لیلا" که این شب ها از شبکه 3 در حال پخش است موضوع کلیشه ای را انتخاب کرده که با مفاهیم گل درشتی همراه شده است. این که دختری که مدت ها خارج از کشور بوده است و با آداب و رسوم ما آشنا نیست، شبی به امام زاده ای پناه می برد و متولی امام زاده هم برای اینکه آن شب به گناه دچار نشود دست خود را روی آتش...
  • بی خیال (شنبه 10 مرداد‌ماه سال 1394 12:38)
    فصل جدید لیگ برتر فوتبال این هفته شروع شد. اما شاید با ایمان و با اعتقاد قلبی بتونم بگم هر سال این لیگ پیشرفت که نمی کند هیچ، دو سه پله به عقب برمی گردد. تو این چند ماه اخیر این قدر فوتبال حاشیه داشته که اصل موضوع فراموش شده. از دیدار جنجالی و پر حاشیه نفت و تراکتور در روز آخر فصل قبل بگیر تا همین ماجرای اینکه بین راه...
  • اسباب کشی (چهارشنبه 7 مرداد‌ماه سال 1394 18:29)
    تا به حال اسباب کشی های زیادی را تجربه کردم. تنها اسباب کشی که برای خودمان بود مربوط به ده سال پیش میشد که می خواستیم خانه را تعمیر کنیم. بعد از آن هم چندین و چند مرتبه در اسباب کشی ها اقوام حضور داشتم. به نظرم جنبه های منفی اسباب کشی بیشتر از جنبه های مثبت اون میشه. جنبه مثبت اون را میشه در دور ریختن وسایل غیر ضروری...
  • رکورد بد تنابنده در گینس (شنبه 3 مرداد‌ماه سال 1394 10:11)
    قبل از ماه رمضان بود که میخواستیم سینما برویم. نشد. یعنی هر بار وعده می کردیم یک نفر نمی آمد و مجبور می شدیم از اول وعده کنیم. ماه رمضان هم سینما رفتن را زیاد دوست ندارم. به قولی سینما رفتن فقط واسه خاطر پف فیله... بعد اگر سانس 6.5 میرفتیم که چیزی نباید میخوردیم. سانس 8.5 هم باید نیم ساعتی صبر می کردیم تا مطمئن بشیم...
  • 26 سال؟ مگه میشه؟ مگه داریم؟ (پنج‌شنبه 1 مرداد‌ماه سال 1394 11:50)
    1. امیر تتلو، خواننده پر مخاطب پاپ، به تازگی در صفحه اینستاگرام خود (با نزدیک به ۱.۵ میلیون مخاطب) نوشته است: «تتلیتیام، هوادارام، عشقن عشق، کوشین؟!؟ بیاین ببینم، هر کى نگه بغ بغو، بغ بغوووو!» در پاسخ به این فراخوان، بیش از ۳۷هزار نفر یادداشت را لایک زده‌اند و بیش از ۳۰۰۰ نفر نوای بغ بغو سر داده‌اند! 2. رئیس مرکز...
  • شعب ابی طالب (سه‌شنبه 30 تیر‌ماه سال 1394 10:02)
    اول این خبر را بخوانید: غلامرضا میرحسینی( مدیر شبکه سه) در تازه‌ترین گفت‌وگوی خود تأکید کرده مردم باید از شرایط سخت مالی صداوسیما خبر داشته باشند تا دیگر توقعات گذشته خود را از این سازمان نداشته باشند. شبکه سه از پخش ١٢ ساعت در روز، به ٨ ساعت‌ونیم در روز کاهش پیدا کرده است و مابقی کارهای تکراری و تأمینی است.» البته...
  • شبیه بچه دو ساله (یکشنبه 28 تیر‌ماه سال 1394 11:11)
    اینکه شب عید فطر (که یکی از مهم ترین اعیاد اسلامی به حساب میاد) از الهام چرخنده به عنوان مجری یک برنامه دعوت بشه، به نظرم به کج سلیقگی مسئولین شبکه ربطی نداره. فکر می کنم و تقریبا مطمئن هستم که این مسئله لج بازی مسئولین را نشان میده. لج بازی که در تک تک زمینه ها هر روز بیشتر خودنمایی می کند. مثل لج بازی در تعطیلی...
  • [ بدون عنوان ] (پنج‌شنبه 25 تیر‌ماه سال 1394 09:50)
    دو روز بود که کولر دفتر خراب شده بود. از اونجایی که دفتر ما پنجره ای رو به بیرون ندارد کلا این دو روز را در سونای خشک و مرطوب به سر می بردیم! همین گرمای بیش از حد باعث شده بود هر چیزی که به ذهنم می رسید اجرا کنم تا بلکه گرمای کمتری وارد شود یا هوا خنک باقی بماند. مثل بستن درب اتاق ها، خاموش کردن وسایل الکتریکی که...
  • صبح گاه (یکشنبه 21 تیر‌ماه سال 1394 11:43)
    دیروز برای 5:15 دقیقه صبح بلیط گرفته بودم. ساعت 2 بعدازظهر تهران قرار داشتم و هر جور حساب کردم دیدم این موقع بهترین زمان برای گرفتن بلیط هست. نه مجبورم خواب نصفه و نیمه شبانه اتوبوس را تحمل کنم و نه اینکه شش هفت ساعت تو اوج گرمای تابستان و ماه رمضون مجبور میشم تو تهران چرخ بزنم. برای همین بعد از سحری، سوار موتور شدم و...
  • [ بدون عنوان ] (یکشنبه 14 تیر‌ماه سال 1394 23:34)
    شب های قدر است همین... مرا از دعای خیرتون بی نصیب نگذارید
( تعداد کل: 530 )
<<    1       2       3       4       5       ...       18    >>
e7e7e7