X
تبلیغات
رایتل

عناوین یادداشت‌ها 

  • گشنگی یا عاشقی، مسئله کدام است؟ (پنج‌شنبه 8 بهمن‌ماه سال 1394 10:17)
    یک مثال قدیمی هست که میگه: گشنگی نکشیدی که عاشقی یادت بره. خدا را شکر تا حالا این موضوع را تجربه نکردم. حالا نمی دونم گشنگی نکشیدم یا عاشق نشده بودم! خلاصه یک یا هر دو جنبه قضیه رخ نداده که بتونم این وضعیت را درک کنم. اما بعضی روزها شده، که یادم بره چیزی بخورم. مثلا دیروز وقتی به خودم اومدم که دیدم هوا تاریک شده و من...
  • عزیزم تولدت مبارک (شنبه 3 بهمن‌ماه سال 1394 14:20)
    امروز تو کانال تلگرام همکاران، مسئول روابط عمومی اعلام کرد که تولد خانم فلانی است . حالا من می خواستم به خانم فلانی تبریک بگم اما نمیدونستم چه شکلی تبریک بگم که هم تکراری نباشه و هم رسمی باشه! خلاصه تو اینترنت سرچ کردم" تبریک تولد رسمی". نتایجی که به دست آمد عاشقانه ترین جملاتی بود که یک نفر می تونست به...
  • [ بدون عنوان ] (سه‌شنبه 29 دی‌ماه سال 1394 08:50)
    دینگ دینگ صبح به این زودی کی مسیج داده؟! "29 دی روز هوای پاک گرامی باد!" مسیج را نخوانده پاک می کنم. سوار موتور میشوم که مثل هر روز که از کنار زاینده رود رد بشوم و برسم سر کار... اصلا نمیشد نفس کشید. این قدر هوا آلوده است که کوه صفه پشت این مه مخفی شده . با نفس های کوتاه راهم را ادامه می دهم که ناگهان صحنه...
  • [ بدون عنوان ] (شنبه 26 دی‌ماه سال 1394 17:23)
    آقا برای من یک معضل اساسی پیش آمده، یک چیزی تو مایه های روبوسی های عید نوروز که آدم میمونه دو تا بوسه کافیه یا سه تا! حالا من هم در دیدار با افراد، میمونم که طرف میخواد دست بده یا نه! آخه بر طبق اون چیزی که عرف است فردی که سنش بزرگتره باید ابتدا دستش را جلو بیاره، رو همین منظور، من دستم را اکثر اوقات جلو نمیبرم، شخص...
  • من عصبانیم؟! (چهارشنبه 23 دی‌ماه سال 1394 21:29)
    مدتی پیش یکی از خبرنگارها گزارشی برایم فرستاد که در انتهای تیتر مطلب که به صورت سوالی بود سه تا علامت سوال گذاشته بود. مثلا نوشته بود: اقتصاد ایران درست می شود؟؟؟ تو تلگرام برایش پیغام گذاشتم که در انتهای تیتر، گذاشتن سه تا علامت سوال درستنیست. چند روز بعد داشتیم در مورد سوژه های گزارشات باز هم در تلگرام صحبت می...
  • اقتصاد در پساتحریم! (دوشنبه 14 دی‌ماه سال 1394 17:29)
    گاهی وقت ها خبرنگاری سوژه ای را پیشنهاد می دهد که اگر تحریریه موافقت کرد، روی اون مطلب کار کند. اما سوژه ها گاهی اوقات این قدر کلی هستند که نمیشه هیچ چیز مشخصی از آن فهمید. مثلا سوژه "اقتصاد در دوران پساتحریم" عنوان میشه. اما وقتی از خبرنگار می پرسم دقیقا میخوای چه چیزی را بررسی کنی و در چه مورد بنویسی، باز...
  • تاکتیک های مقابله با کیمیا! (دوشنبه 7 دی‌ماه سال 1394 16:49)
    اخیرا توفیق اجباری نصیبم شده که شب ها زودتر بخوابم! جدای از اینکه این قدر صبح تا شب درگیری ذهنی و فیزیکی دارم که شب ها جنازه ام به خانه میرسد، اما سریال های تلویزیون کاری با من کرده است که ترجیح می دهم شب 10.5 نشده در تخت خواب باشم! یعنی کلی با خودم کلنجار می روم که بابا اشکالی ندارد که مصاحبه ظریف را پخش نکردند،...
  • نفس بکش (پنج‌شنبه 3 دی‌ماه سال 1394 10:24)
    همیشه آخرهای آذر که میشه، نفس آدم بند میاد. نه به این خاطر که پاییز داره تموم میش! برای همین مسئله وارونگی دما و آلودگی هوا و جو پایدار و این چیزهایی که اصغری و دوستان در بخش هواشناسی اخبار میگن. تقریبا ده روزی بود که وقتی از پنجره بیرون را نگاه می کردیم چیزی شبیه مه می دیدیم... نه از آنهایی که با بخار آب ایجاد می...
  • [ بدون عنوان ] (یکشنبه 22 آذر‌ماه سال 1394 14:33)
    نمی دونم شما هم از این کارها می کنید یا نه... ما معمولا بعد از شستن کاهو، اون را در یک تکه پارچه یا دستمال می گذاریم تا آب کاهو گرفته بشه. بعضی وقت ها هم که کاهو بیش از نیاز اون موقع شسته باشیم، بقیه کاهوها را با همون دستمال یا پارچه داخل یخچال می گذاریم. چند شب پیش هوس سالاد کرده بوده (نه اینکه به فیتنس اهمیت می دهم،...
  • حدس بزنید (جمعه 20 آذر‌ماه سال 1394 12:11)
    یکی از علایق من، داشتن ساعت مچی است. روی زمان حساس هستم و ساعت گوشی و تبلت و کامپیوتر و ... هم جذابیتی برایم ندارد. ترجیح می دهم همیشه ساعت مچی داشته باشم. از قضا سال ها بود که ساعت مچی خاصی داشتم. مارک سواچ و سه موتوره... گران نبود اما سال ها همراه من بود. از حدود خرداد و تیر، دیگر رنگ ساعتم را ندیدم و هر کجا که فکر...
  • [ بدون عنوان ] (چهارشنبه 11 آذر‌ماه سال 1394 21:51)
    نمی دونم قبلا هم در این مورد نوشتم یا نه. یک رسمی که حالا در اصفهان هست، اهدای تاج گل در مراسم های روز سوم و هفتم است. تاج گل هایی که معمولا ساده و از گل های مصنوعی درست شده و روی اون عبارتی نوشته که از طرف آقا یا خانم فلانی برای شادی روح مرحوم یا مرحومه... این تاج گل ها بعد توسط همون موسسه خیریه جمع آوری میشه و هر...
  • [ بدون عنوان ] (سه‌شنبه 10 آذر‌ماه سال 1394 21:49)
    تو این شش هفت روز گذشته این قدر بدو بدو داشتم که حساب زندگی از دستم خارج شده. تو این مدت کارهایی کردم که شاید در حالت عادی چهار پنج نفر باید انجام بدهند. شاید باورش سخت باشه. اما شبی که خبر فوت عمویم را شنیدم ؛ آخر شب برگشتم خونه و تا ساعت 2.5 شب داشتم صفحه پس فردای روزنامه را می بستم. از یک طرف از کارگزاری مرخصی...
  • [ بدون عنوان ] (جمعه 6 آذر‌ماه سال 1394 18:16)
    برای این سه روز آخر هفته برنامه های زیادی داشتم. حداقل می خواستم یکی دو روزش را دست از کار بکشم و اگر تفریح هم نمی کنم حداقل کمی برای خودم وقت بگذارم. سه شنبه عصر تا ساعت 8 جلسه داشتم و وقتی برگشتم خونه فهمیدم عمویم که چند روز قبل ترش در بیمارستان بستری شده بودند، عمرشان را به شما دادند. گاهی زندگی وقتی بخواهد اون روی...
  • اصل بده (دوشنبه 2 آذر‌ماه سال 1394 09:42)
    این روزها از بس باید حواسم به ویرایش مطالبی باشه که خبرنگارها برای روزنامه میفرستن، تو کوچه و خیابون هم که راه میرم دلم میخواد با خودکار قرمز ایرادات نگارشی و املایی جملاتی که روی در و دیوار میبینم را اصلاح کنم! مثلا تو سوپرمارکت میبینم نوشته "آب معدنی موجود است". نمی دونم چرا این اصطلاح این قدر متداول شده؟...
  • برنامه بعدی (یکشنبه 24 آبان‌ماه سال 1394 15:01)
    شاید این پست کمی تاریخ گذشته و سوخته باشد. به خصوص بعد از اتفاقات پاریس و بحث اینکه آدم های کجای دنیا مهم تر هستند! اما خب هفته پیش به علت نمایشگاه مطبوعات مجبور شدم چند روزی در سفر باشم و نشد زودتر از این بنویسم. حتما شنیدید که علی ضیا به خاطر شعری که در مورد سرمربی استقلال تو یک جشن خوند، توبیخ و ممنوع التصویر و...
  • [ بدون عنوان ] (یکشنبه 17 آبان‌ماه سال 1394 16:01)
    چند روز پیش، با وکیلی هم صحبت بودم که پرونده های زیادی را به اتمام رسانده بود و در بخش های مختلف حقوقی فعالیت کرده بود. میان صحبت هایش گفت " همیشه یک طرف پرونده های حقوقی یک فرد کثیف قرار دارد" گرچه شاید این حرف بی پروا باشد اما مدام ذهنم درگیر این موضوع است که مثال نقض درست و حسابی برای آن گیر بیاورم. یکی...
  • [ بدون عنوان ] (دوشنبه 11 آبان‌ماه سال 1394 09:20)
    یک عده ای هم هستند که این روزها به نظرم ضدیخ می خورند. در حالی که دمای هوا 10 درجه کاهش داشته، همچنان با یک تی شرت آستین کوتاه در خیابان ها قدم بر می دارند! آن عده ای هم که با لباس تابستانی سوار موتور می شوند را نمی دانم دقیقا چه چیزی می نوشند یا می خورند که هوا تاثیری روی آن ها ندارد...!
  • هدیه (شنبه 9 آبان‌ماه سال 1394 16:05)
    تصویری که در بالا مشاهده می کنید، هدیه ای است از یک دوست... ضمن رونمایی از جایزه ای که در بازی " زندگی از قاب دوربین شما" به دستم رسید خواستم چند نکته را عنوان کنم: اول تشکر از عارفه که مثل خیلی های دیگه وبلاگ را رها نکرد و با این بازی دوباره ما را کنار هم جمع کرد. ممنونم عارفه دوم تشکر از آن عده کثیری که به...
  • بوق های ممتد (دوشنبه 4 آبان‌ماه سال 1394 14:51)
    ساعت نزدیک 3 بعد ازظهر است. از خیابون صدای بوق های ماشینی به گوش میرسد. انگار بخواهد یکی را صدا کند. اما بوق ها تمامی ندارد. از پنجره بیرون را نگاه می کنم. دو پسری که سرنشین یک پراید سفیدهستند مرتب بوق می زنند و آن طرف خیابان را نگاه می کنند. مشخص است بوق ها برای چیست. می خواهم بروم پایین و چیزی بگویم که راننده پیاده...
  • لازمه تغییر (پنج‌شنبه 30 مهر‌ماه سال 1394 12:15)
    خدا را شکر که پلیس در این زمینه وارد عمل شد، و گرنه مردم کشورمون همچنان در این دهه میخواستند پشت شیشه ماشین ها اشعار و مینیمال های مذهبی بنویسند. شاید فکر می کردند این کار در جهت تبلیغ دین و مذهب است... چه خیال خامی اما مد چند سال اخیر، با توجه به سرد شدن هوا در ماه محرم، چایی نذری است. احتمال شما هم با ایستگاه های...
  • ظاهر قضیه (شنبه 25 مهر‌ماه سال 1394 15:14)
    1- سریالی پلیسی و جنایی از شبکه 3 پخش میشد. خانم پلیس که مثلا خیلی هم با اقتدار عمل میکرد همون "ناتاشا"ی خواب و بیدار بود. اما این بار به دلایل نامعلوم چهره اش را به صورت سیاه و سفید نشون میدادند. فرض کنید در یک قاب، خانم پلیس را در منظره ای رنگی می بینیم در حالی که چهره اش سیاه و سفید است ! خب اگر آرایش...
  • [ بدون عنوان ] (جمعه 17 مهر‌ماه سال 1394 18:10)
    یک موضوع را واقعا نمی تونم درک کنم. یکی از تصویرهایی که هر روز موقع رفت و برگشت به دفتر می بینم، سربازی است که به دنبال گرفتن موتورسوار بی کلاه کاسکت است و از آن طرف هم موتور سوارانی که با خلاقیت های لحظه ای سعی در فرار از دست سربازان نیروی انتظامی دارند. این خلاقیت ها شامل حرکت با سرعت بالا در خلاف جهت ماشین های رو...
  • [ بدون عنوان ] (چهارشنبه 15 مهر‌ماه سال 1394 11:15)
    بعضی وقت ها که یک ساعتی هست پشت میزم نشستم و خسته شدم، میام پشت پنجره دفتر و خیابان را نگاه می کنم. نگاه کردن از بالا به آدم ها همیشه وسوسه انگیز بوده! طبقه زیر همکف، باشگاه بدنسازی است و صبح ها نوبت خانم ها... همیشه دیدن صحنه عبور این خانم ها از عرض خیابان و به هم ریختن نظم خیابان جالب بوده... یا دیدن مربی مشهور...
  • [ بدون عنوان ] (شنبه 11 مهر‌ماه سال 1394 13:22)
    چشم شیطان کور، گوش شیطان هم کر، کلا همه حس های شیطان غیر فعال! قرار است همین یکی دو روزه، متروی اصفهان به صورت آزمایشی شروع به کار کند. خب پروژه 15 ساله با این همه هزینه بالاخره مهم است دیگر... همین که تصور کنید ما 15 سال است میدان های مهم شهر را به صورت کارگاه عمرانی می بینیم متوجه می شوید چه حس و حالی عجیبی داریم!...
  • کاش یادمان نرود (پنج‌شنبه 9 مهر‌ماه سال 1394 12:06)
    این یکی دو روز اخیر آروم آروم مردم را آماده شنیدن این خبر کردند. اول گفتند که بیشتر بیمارستان ها را گشته اند و ایرانی دیگری در آنها نیست. بعدتر گفتند 21 تریلی دیگر جسد وجود دارد که هنوز عربستان اجازه بازدید از آنها را نداده است. دیروز هم عنوان کردند که دیگرهمه بیمارستان ها را گشته اند و ایرانی دیگری در بین مجروحین...
  • کی اول دست داد؟ (چهارشنبه 8 مهر‌ماه سال 1394 15:32)
    لازم نیست دنبال حل مشکلات کشور باشیم. درد کشور ما خیلی سطحی تر از مسائل بنیادی است. درد ما این است که دو روزه همه شبکه های صدا و سیما در حال توجیه دست دادن ظریف با اوباما هستند. اینکه تصادفی همدیگر را دیدند. اینکه قرار نبوده دست بدهند. اینکه جان کری پیش قدم شده برای معرفی ظریف. اینکه دست کی روی دست اون یکیه...اینکه...
  • [ بدون عنوان ] (دوشنبه 6 مهر‌ماه سال 1394 15:38)
    یکی از کارهای مورد علاقه ام اینه که ببینم دیگران من را به چه اسمی تو گوشیشون ذخیره می کنند. حالت عادی برای دوستان نزدیک ، ذخیره با اسم کوچکه. فکر می کنم همه دوستانی داشته باشند که با اسم کوچک تو گوشی ذخیره می کنند. مثلا تو گوشی من میشه اسم هایی مثل رسول و مهدی دید. برای افرادی هم که رابطه کاری باهاشون دارم از نام...
  • لوله تفنگ! (یکشنبه 5 مهر‌ماه سال 1394 11:29)
    به نظرم هر چیزی حدی داره. بعضی وقت ها که اشتباهی گذرم به مجتمع های تجاری میخوره، با تیپ های عجیب و غریب مواجه میشم. مثلا امروز فروشنده مرد! یکی از فروشگاه های لوازم آرایشی را دیدم که تیپ عجیبی داشت. جدیدا یک شلوارهایی مد شده (برای آقایان البته) که پاچه شلوارش کش داره و دکمه و زیپ میخوره! اسم مدلش را نمیدونم ولی با پرس...
  • دست به نقد (شنبه 4 مهر‌ماه سال 1394 11:28)
    داشتیم با یکی از بچه های روزنامه درمورد گزارشش صحبت می کردیم. خاطره جالبی تعریف کرد. گفت برای این گزارش به یکی از مجتمع های تجاری رفته و با چند نفری مصاحبه کرده. در همین حین وقتی میخواسته با یکی از خانم های جوان مصاحبه کنه گفته "ببخشید خانم میشه چند لحظه مزاحمتون بشم؟" خانم جوان هم دست کرده در کیف و شماره...
  • بی شعوری (پنج‌شنبه 2 مهر‌ماه سال 1394 20:36)
    نمونه بارز بی شعوری را میشه در رفتار امروز صدا و سیما مشاهده کرد. وقتی تا الان 95 زائر ایرانی کشته شدند و در کل 1200 زائر در ازدحام جمعیت جان خودشون را از دست دادند، صدا و سیما این خبر را مساوی و هم تراز با اتفاقات یمن اعلام می کند. بعد هم با یک جمله که "گرچه امروز تعدادی زائر جان خودشان را از دست دادند ولی امروز...
( تعداد کل: 525 )
<<    1       2       3       4       5       ...       18    >>
e7e7e7