افرند
افرند

افرند

یعنی یانی میاد؟!


چند وقتی میشه که بعد از حضور و کنسرت کیتارو در ایران، خبر رسیده که "یانی" هم قراره که به ایران بیاد و این بر خلاف دفعات قبلی که شایعه حضور یانی و کنسرتش در تخت جمشید بود، به نظر میاد که بحث جدی باشه. امروز هم خبر رسید که احتمالا کنسرت در نیمه اول بهمن باشه. اما تا وقتی که خود سایت یانی این موضوع را تایید نکنه من که باور نمی کنم...

همیشه دوست داشتم که در کنسرت یانی حضور داشته باشم. این بار هم اگر بلیط گیر بیاد، تاریخش مناسب باشه، بتونم مرخصی بگیرم و همکارهای محترم به علت شدت رژیم گرفتن در بیمارستان نباشند، ارشاد مجوز بدهد و برادران بسیجی با چوب و چماق کنسرت را بر هم نزنند، یکی از آرزوهای زندگیم برآورده میشه!

قرارداد

 دو بار آرام بر در می زند و وارد می شود. اول فکر کردم یکی از مشتری های جدید است. بعد جلوتر که آمد دسته قبضی در دستش دیدم و فکر کردم از طرف خیریه امده که بگوید پول بدهیم و رسید آن را تحویل دهد. نزدیک میز که رسید کارتش را نشان داد و گفت آتش نشانم. باز هم فکر کردم برای آتش نشانی از کمک های مردمی استفاده می کنند! بالاخره لب باز کرد و گفت برای شارژ کپسول آتش نشانی آمده ام. نشت و در دسته قبض ها چیزی نوشت.

گفت کاسبی خوب است؟ گفتم که ما کارگزاری هستیم و مشتری آزاد نداریم. وقتی فهمید زیر نظر بورس هستیم گفت که میشه اسم یک نفر را سرچ کنم و ببینم چقدر سهام دارد؟! توضیح دادم که این کار شدنی نیست. اگر هم شدنی بود اجازه این کار را نداشتیم.

سر درد دل اش باز شد. گفت ده سال پیش 560 میلیون به یک نفر برای سرمایه گذاری داده اند و او که یک خانم بوده پول را بداشته و رفته. میگفت 18 میلیارد تومان پول از دیگران گرفته و الان خبری از او نیست. پول ها را هم در سهام، طلا و ساختمان سرمایه گذاری کرده!

با تعجب پرسیدم 560 هزار تومان از شما گرفته؟ گفت: نه 560 میلیون تومان!!!

همه سرمایه خانواده را نقد کرده بودند و به آن خانم داده بودند و ده سال است که دیگر خبری از او نیست. میگفت تا تهران رد او را زده اند و می داند سر کدام میدان ساختمان 20 واحدی دارد. پلیس هم گفته آدرس او را پیدا کنید تا ما بیایم و او را دستگیر کنیم!


آخر سر گفت حاضر است قراردادی 300 میلیونی ( تومان!)  با من ببندد که من ردی از آن خانم در بورس پیدا کنم!!!

کم باد یا پنچر...مسئله این است

امروز وسط ساعت کاری رفتم از داخل ماشین چیزی بردارم که دیدم یکی از لاستیک های ماشین کم باد شده. سوار ماشین شدم و سراغ یکی از آپارتی های نزدیک رفتم. وقتی داشت باد لاستیک ها را تنظیم میکرد، توصیه می کرد که سر هفده هزار کیلومتر جای لاستیک های عقب و جلو را عوض کنم. بعد دوباره به لاستیک خیره میشد و می پرسید چند وقته که لاستیک ها را زیر ماشین انداختم؟ بعد دوباره پرسید با ماشین زیاد راه می روم یا نه؟ کم کم داشت سوال های پیچیده تر میشد که به لاستیکی رسید که کم باد بود. نگاهی به لاستیک انداخت و گفت پنچره! گفتم شاید فقط کم باده! گفت نه اینقدر. نگاهی دقیق تر به لاستیک انداخت و رفت از داخل مغازه چیزی شبیه گازانبر برداشت و در یک چشم بر هم زدن یک عدد پیچ از داخل لاستیک بیرون کشید. طولی نکشید که لاستیک درست شد و دوباره باد شد و من سر کار برگشتم. اما از اون موقع تا حالا به پیچ سر تیز نگاه می کنم و در اندیشه این هستم که آیا این پیچ بر حسب شانس و تصادف وارد لاستیک شده یا علل خارجی دارد؟!