افرند
افرند

افرند

خوراک ساقه طلایی

یکی از مشتری های مایه دار ما که در کار طلای آب شده است، برای چند روزی در دفتر حاضر میشد و به جای سفارش تلفنی، حضوری معامله می کرد. روز اول که در دفتر حاضر شده بود سر ظهر پرسید برای ناهار چیکار می کنیم؟ همکارها هم گفتن که ناهار میاریم و از این صحبت ها. مشتری هم گفت حیف شد و گرنه امروز ناهار مهمون من بودید! من هم سریع گفتم من که ناهار نیاورده ام و پشت سر من همکارها هم گفتن ما هم ناهار نیاوردیم و این چیزهایی که همراهمونه را میگذاریم برای فردا...

مشتری عزیز زنگ زد رستوران و تلفن را گذاشت روی بلندگو...اول پرسید اون روز رستوران چی داره و بعد از تک تک ما پرسید ناهار چی سفارش میدیم. یکی از همکارها کشک و بادمجون سفارش داد و اون یکی هم زرشک پلو با مرغ!!  ولی من با حالت خضوع و فروتنی به مشتری گفتم هر چی برای خودتون سفارش میدید من هم همون را میخورم!

خلاصه به من جوجه دورو رسید که تا به حال نه قیافه اش را دیده بودم و نه اسمش را شنیده بودم. و این گونه بود که من با شناختی که از بازاری ها داشتم و از اهمیتی که اونها برای شکم قائل میشن با خبر بودم،  پیروز بزرگ اون روز لقب گرفتم و دلی از عزا درآوردم...

فردای اون روز که باز مشتری اومد سر ظهر طبق معمول اصرار کرد. اما ما قبول نکردیم و گفتیم ناهار آوردیم. روز سوم هم همین روال تکرار شد و از مشتری اصرار و از ما انکار... دیروز آخر وقت به مشتری که حالا بیشتر از قبل با هم رفیق شده بودیم به شوخی گفتم اگر فردا هم میایی که ما ناهار نیاریم؟ یه کم فکر کرد و با اطمینان گفت فردا ناهار نیارین! همکارها هم لبخند رضایتی بر لبانشان نشست.

ولی امروز وقتی دیدیم سفارش ها را به صورت تلفنی میگذاره و خبری ازمراجعه حضوری نیست تازه فهمیدیم که چه اشتباهی کردیم و ما ماندیم و شکم گرسنه و ساقه طلایی را سق زدن!

موجی

هیچ وقت سر از این موضوع در نیاوردم. منِ ِ نوعی که دوست دارم تو ماشین یا خونه به رادیو گوش بدم نمی تونم موج های رادیو را پیدا کنم. چرا؟ به یک دلیل ساده. موج هایی که رادیو ها اعلام می کنند فقط در تهران جواب میده و برای بقیه شهرها فرق می کند. مثلا رادیوی جادوغ آباد می گوید که " رادیوی جادوغ آباد بر روی موج 107 FM" اما من روی این موج هیچ چیزی ندارم و باید مثلا روی موج 103.5 بگیرم. یا اینکه رادیوی شلمرود میگوید" رادیوی شلمرود روی ردیف 100 مگا هرتز . آدرس ما را به دوستان خود هم بگویید" ولی در اینجا روی موج 89.2 می گیرد. این موضوع در سفر بیشتر به چشم می آید. در هر شهر باید موج رادیو را عوض کنم تا بتونم ادامه یک برنامه رادیویی را گوش بدم. دلیل این را نمی فهمم ولی هر دلیلی ( چه معقول و چه غیر معمول) داشته باشد نباید مجری یا گوینده محترم مرتب بگویند بر روی کدام موج می توان این شبکه رادیویی را گرفت و تازه پیشنهاد بدهد که به دوستان خودمان هم بگوییم!

ایشالا

با یکی از مشتری ها تماس میگیرم و می گویم با توجه به وضعیت بازار، امروز اخطاریه افزایش وجه تضمین میگیرد. دانش مالی اش در حد حداقل است و فقط به علت داشتن منابع مالی زیاد وارد بورس شده. می پرسد اخطاریه که بگیرم چی میشه؟ توضیح میدهم که وقتی اخطاریه دریافت کنی فقط تا ساعت 11 صبح وقت داری که حسابت را پر کنی و گرنه من موظفم که موقعیت های تعهدی او را ببندم. توضیح میدهم که اگر میخواهد اخطاریه نگیرد امروز باید چه کارهایی بکند. کمی مکث می کند و می گوید ایشالا که اخطاریه نمی گیرم!

توضیح بیشتر فایده ای ندارد. در دلم می گویم عدد و رقم و دو دو تا چهارتا که ایشالا ندارد. عادت کرده ایم که قانون را با ایشالا نادیده بگیریم. در حین رانندگی کمربند نمی بندیم، در مکان توقف ممنوع می ایستیم، وارد طرح ترافیک می شویم به این امید که ایشالا پلیس ما را نمی بیند! مالیات را می پیچانیم و نمی دهیم و می گوییم ایشالا که کمتر حساب می کنند! حق همسایه را رعایت نمی کنیم و می گوییم ایشالا که اعتراض نمی کند! به سلامتی اهمیت نمی دهیم و می گوییم ایشالا که مریض نمی شویم. اما یادمان می رود که باید هنجارها را رعایت کنیم و بی قانونی خودمان را به دین و مذهب نچسبانیم.


شغل اصلی این مشتری ما عمده فروشی محصولات کشاورزی است. شاید در شغل خودش عادت کرده که با دیگران چونه بزند و تخفیف بگیرد و با ایشالا کارش را راه بیندازد. اما خوشبختانه بورس فقط قانون را می شناسد و راس ساعت 6، اخطاریه دریافت کرد. صبح شنبه فقط تا ساعت 11 وقت دارد...ایشالا که حسابش را پر می کند.