افرند
افرند

افرند

مخلوطی از تالاموس

تا حالا اسپری رنگ یا اسپری های دیگه را تکون دادین که یک چیز فلزی داخل اسپری به حرکت در بیاد؟ من تو بیشتر اسپری های رنگ و البته بعضی جاهای دیگه مثل لاک غلط گیر با این گلوله یا ساچمه فلزی برخورد کردم. قاعدتا اون را داخل اسپری قرار دادند تا محتویات اسپری بهتر و سریع تر مخلوط بشوند. خب اگه این موضوع صحت دارد چرا از این تکنولوژی در بطری دوغ یا شیرکاکائو استفاده نمی کنند که محتویاتش زودتر مخلوط بشود و خودمان را برای مخلوط کردن محتویات دوغ جر ندهیم؟ برای اینکه ممکن است ساچمه فلزی را بخوریم؟ خب از یک فیلتر در دهانه بطری استفاده کنند که ساچمه بیرون نیاید...والا... بگذریم. این روزها با شدت گرفتن مریضیم به قدری سرفه می کنم که فکر می کنم با هر سرفه یکی از این ساچمه ها درون مغزم تکان می خورد و الان کلیه قسمت های مغزم با هم ترکیب شده اند. نشانه اش همین اراجیفی است که در این پست دارم می گویم. طبق معمول برای این دو روز تعطیلی کلی برنامه ریزی کرده بودم. اما دیروز تا ظهر که مشغول کار کردن بودم. بعد از آن هم که سرفه بود و بدن درد. حتی میخواستم به دیدن دوستی بروم که نشد. صدایم هم در نمی آید و فقط با ایما و اشاره با دیگران صحبت می کنم!

حتی میخواستم من هم به نوبه خودم به صحبت های دکتر اباذری واکنش نشان دهم و موضع گیری کنم که آن هم نشد. فقط میخواستم این را بگویم که اگر یک جامعه شناس فقط به تحلیل جامعه شناسی بسنده میکرد و تحلیل موسیقی را به اهل فن اش می سپرد چقدر خوب بود. چقدر خوب بود که منِ نوعی که از جامعه شناسی سر رشته ندارم نیایم چیستی و چرایی پدیده پاشایی را تحلیل کنم. چقدر خوب بود همه در مورد بورس نظر ندهند و نگویند که شنیده ام این اتفاق رخ می دهد. همین الان مشتری داریم که جزء با سابقه ترین افراد است و می گوید در عرض یک هفته یک میلیارد ضرر کرده و تا به حال اینقدر خلاف روند حرکت نکرده بوده... همین به راحتی نشان می دهد که نظر متخصصین هم می تواند گاهی اشتباه باشد پس چرا دیگران که در آن زمینه نه متخصص هستند و نه فرد مطلع، حتما می خواهند تحلیل کنند و نظر بدهند؟


+ کسی میدونه چرا این ماه فقط شنبه و سه شنبه ها پست گذاشتم؟!

مایع لوله بازکن




همکاران محترم من بعد از امتحان کردن انواع و اقسام مواد خوراکی در جهت کاهش وزن و تناسب اندام، امروز به این فکر افتادند که از همین حالا قبل از غذا از سرکه سیب استفاده کنند. به اجماع هم رسیدند که باید سرکه سیب را قبل از غذا خورد و نباید معده پر باشد. سریع سرکه را خریدند و قبل از ناهار خوردند. بعد هم به من پیشنهاد کردند که بخورم. من هم برای اینکه هم جهت با دیگران حرکت کرده باشم، یک ته استکان به سلامتی اونس و مثقال سر کشیدم. اما چشمتان روز بد نبیند. همان لحظه اول فکر کردم که خود اسید را خورده ام. بعد هم حالت تهوع در کنار معده درد نصیبم شد. در حالت کلی احساس می کنم مایع لوله بازکن خورده ام و دقیقا می توانم بگویم الان این مایع در کجای روده من قرار دارد و در حال باز کردن راه خودش است!!





یک زمانی وقتی دوستان از استرس امتحان یا نمره بد استادها حرف میزدن، بهشون میگفتم بی خیال. میگفتم بعدا فقط با خنده به شب های امتحان و نمره ها فکر می کنید و این ها تنها عدد است و بس. وقتی هر کدوم از ما بزرگ میشه و با مشکلات واقعی زندگی رو در رو میشه تازه درک میکنه که مشکل چیه و باید کی استرس داشت. بعد ها که این مشکلات را تجربه کردیم و یاد دوران دانشگاه بیفتیم خنده مون میگیره که هی ...نگران چی بودیم.


 از طرفی هم میگن آدم وقتی در موقعیت قرار بگیره باز هم همون عکس العمل را نشون میده . اما الان رفم سایت دانشگاه را باز کردم و دیدم یکی از استادهایی که به نظر از من کینه به دل داشته نمره ها را رد کرده و به من 14 داده. ایمیل زدم و بهش گفتم این نمره من نیست. می دونم تاثیر نمیده. اگر هم تاثیر بده نمره ام را کمتر میکنه یا اصلا من را پاس نمیکنه. اما در هر حال برام مهم نیست که در آخر چند میده. چیزهای مهم تری هست که بخوام در موردشون فکر کنم