افرند
افرند

افرند

سفره های دوست داشتنی

چند وقتی بود که زمان صرف غذا برای هر کدام از ما زمان متفاوتی بود. کم پیش میومد که همه خونواده سر سفره بشینیم و با هم غذا بخوریم. من که صبحانه عملا نمی خوردم و به یک چایی قناعت می کردم. برای ناهار هم معمولا سفره مون دو نفره یا سه نفره بود.

اما حالا و در این یک ماه همه کنار هم هستیم. همیشه سفرهای سحری و افطاری مون چهار نفره است. افطار همه کنار هم هستیم. برای افطار معمولا خیلی ها مهمانی میگیرند و نتیجه اش سفره هایی است بزرگ و بزرگ تر...

می دونم که برای خیلی ها که خودم اولین نفرشون هستم، این ماه فقط در ظاهر  معنی دارد و هنوز که هنوز است نتوانستم باطن اش را درک کنم. اما همین سفره های گسترده را که در این ماه می بینم ، کلی لذت می برم...تا باشد از این سفره ها...


جهت آب کردن دل روزه داران یک نمونه از این سفره ها را هم گذاشتم !


این ماه عزیز را به همه روزه داران، کسانی که دوست دارند روزه بگیرند و نمی توانند و همه کسانی که به روزه و روزه داران احترام می گذارند تبریک میگم.







پی نوشت : شبنم در یک اقدام انقلابی آدرس وبش را تغییر داده. دوستان می توانند از این پس نوشته های اون را در وب جدیدش     شب بو   دنبال کنند.

همایش تولید بچه


امروز همایشی در تهران برگزار شد. عنوان همایش را نمی دونم چی بود اما هدف این همایش این بود که آقا بیاییم بیشتر بچه درست کنیم! دبیر همایش می گفت الان به طور متوسط تعداد فرزند خانواده ها کمتر از 2 بچه شده و این خطرناک می باشد! می گفت که حداقل هر خانواده باید 2 و 3 فرزند داشته باشد. حداقل 3 فرزند یعنی از 3 فرزند تا هر جا که توان داشته باشی بچه دار بشی!

دوستان گل و بلبلمون که وزیر بهداشت هم یکی از آنها بود کلی حرف زدند و آخر گفتند بچه خوبه فقط دو تا کمه! اما هیچ کدوم از این دوستان فکری به حال بعد از به دنیا آوردن بچه نکردن. فکر این را نکردن که دیگه کسی توان خرید شیرخشک و پوشک را نداره. فکر این را نکردن که الان پول دبستان غیرانتفاعی دو برابر هزینه یک ترم کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد شده. فکر این را نکردن خونه های 70 متری به زور یک اتاق خواب دارن و بچه باید وسط پذیرایی بخوابه. فکر این را نکردن که این بچه ها بعد از دانشگاه که شغل می خوان باید چیکار کنند.


ما دهه شصتی ها که نتیجه همین تفکر در 30 سال پیش هستیم عاقبتمان این شده وای به حال نسل بعدی ها...


در این رابطه ادامه مطلب را هم ببینید بد نیست





دیروز هم همایشی برگزار شد. همایشی که دو نفر تا توانستند قربان صدقه همدیگر رفتند تا جایی که فکر میکردی این دو نسبت به هم نظر سوء دارند. یکی از "خدمات جهادی" و "عدالت محوری" دیگری تعریف کرد و او را " ذخیره ارزشمند" و "فردی محبوب "در جهان نامید!! طرف مقابل هم از زحمات دیگری در آن سازمان عریض و طویل تشکر کرد و گفت چقدر سفرهای استانی من را خوب پوشش دادی و چقدر خوب تونستی گند های من را بپوشونی. این همایش با ماچ و بوسه طرفین به اتمام رسید.




  ادامه مطلب ...

وبلاگرها در حال حاضر چه کار می کنند؟!

علیرضای چکاوک : در حال حاضر دوره فشرده فعلگی را پشت سر می گذارد. او که مدتی است دانشجوی ارشد شده و خود را به نوعی فیلسوف می داند، با توجه به نبود آینده شغلی مطمئن برای رشته اش، از هم اکنون به فکر این افتاده که استاد شود. البته دوست دارد از مرتبه فعلگی به مرتبه استاد بنا برسد! او همچنین مدتی است که به طور مشکوکی استارت فعالیتی اقتصادی زده که معلوم نیست دقیقا چه فعالیتی می باشد!!


شبنم ِ شب بو : او همچنان حال و احوالی روحانی و ملکوتی دارد. حتی گزارش شده که هاله ای نورانی هم در اطراف سر او مشاهده شده. در هر حال دیداری که او داشته کم از دیدار شمس و مولانا نبوده!!!


عارفه قلقل السلطنه: او مدتی بود که از دست مزاحم تلفنی هایش خسته شده بود. البته دقیقا نمی دانیم این مزاحم ها واقعا مزاحم بودند یا نیت خیر داشتند. در هر حال او همانند مجرم که خود را تحویل قانون میدهد، گوشی اش را تحویل مادرش داد. از آن زمان تا به حال از او خبری در دست نیست. شاید دوران محکومیتش را پشت سر می گذارد.


فافای روزهای یک عمر : او در اقدامی انقلابی! می خواهد درس بخواند. فافا که علاقه زیادی برای به کار بردن انواع آیکون در پست هایش دارد، متحول شده و می خواهد با گرفتن نمره های بالا مشت محکمی بر یاوه گویی های دوستانش بزند!


مریم انصاریِ کِلک: مدتیست پست هایش همه شعر شده و کامنت دونی اش بسته! کلا ما نمی دانیم فاز ایشان دقیقا چیست اما ایشان در اقدامی عجیب چت های گذشته اش را مرور می کند. ما هر چقدر چت های گذشته اش را مرور کردیم نفهمیدیم کدام چت ، چت اصلی است!


ناهید روزهای زندگی : هر کسی در زندگی آرمان هایی دارد و آرمان ایشان هم ماکت و ماکت سازی است. گفته شده ایشان در گفتگو ها هم طرف مقابل را به شکل ماکت می بیند!


نیلوفر نگاه های روزانه : او طبق برنامه ریزی که انجام داده پیش می رود. برنامه شنبه تا چهارشنبه وی را که بررسی کردم عشقولی بازی بود! او به تازگی یک پک کامل از تمام بازی های جدید را بر روی گوشی اش نصب نموده و می خواهد قهرمان انگری بردز شود. به امید موفقیتش


فرهاد وبکده حیوانات : او به حق مخوف ترین وبلاگر جمع ماست که رکورد فیلی شدن را در اختیار دارد. بعد از مدتی غیبت با نام و شکل و ظاهر و وب جدید بازگشته!


علی شیدای خسته دل: او مهره مار دارد. نقطه.


ند نیک سقف کبود : در حال حاضر با مارکوپلو مسابقه تنگاتنگی دارد. وی به دلایل واهی از اتوبوس های شهری ، تاکسی و مترو و ... استفاده نمی کند و ترجیح می دهد از آزانس استفاده کند. ماشین آژانس مورد نظر هم حتما باید کولر داشته باشد ها. گفته باشم.


باران ِ  برای تو که هستی : به نظر می رسد فرار دست ها شده باشد! او که استعداد خارق العاده ای در طراحی و نقاشی دارد چند روزی است در سفر است. ممکن است وی از دانشگاه امپریال کالج لندن بورسیه گرفته باشد.


کیانای لبخند ژکوند : او ورزشی ترین بلاگر جمع ماست. او تک تک رقابت های والیبال را دنبال می کند .  دلیل اینکه دقیقا برای چه موردی به والیبال علافه مند است بماند اما دوست دارد بتوانیم هلند و پرتغال و لهستان را شکست دهیم!!


مسافر ِ جاده : به طور همزمان چند کار را در دست دارد. هم کتاب می نویسد و هم وظیفه شستن ظرف ها بر دوش اوست. هم در حال تدریس است و هم در حال پخت لازانیا!


فالگیر موج خاموش : همچنان با چراغ خاموش در حال حرکت است!