نمی دونم شما هم شنیده بودید یا نه. قدیمی ها اصطلاحی داشتند که وقتی ماه رمضان به روز نهم می رسید می گفتند رمضان به " هُم هُم " افتاد. اشاره داشتند به دو حرف آخر روزها که نهم، دهم، یازدهم و... بود. از یک طرف می گفتند وقتی ماه رمضان به هم هم می افته دیگر زود میگذره و بر یک چشم به هم زدن می بینی که تموم شده و از طرف دیگر هم تاسف می خوردند که ماه رمضان داره با سرعت جلو میره و نتوانستند به اندازه کافی از اون بهره مند بشوند...
حواسمون باشه که خیلی چیزها به هُم هُم افتاده...
سلام
نماز و روزه های همگی قبول
امروز خیلی تشنه شدم. به قدری که وسط روز نیم ساعتی روی تخت افتاده بودم و اصلا نمی تونستم از جایم تکون بخورم. یه جور حس خلسه بهم دست داده بود. تو همین حس و حال و تو رویایی که نیمه بیدار و نیمه خواب بودم، فقط و فقط خواب آب می دیدم. آب سرد و گوارا...اینقدر تشنگی بهم فشار آورده بود که تو خواب و بیدار، فکرم شده بود آب...
با خودم فکر کردم چقدر خوب بود که این حس خواستن را برای چیزهای دیگر هم داشتیم...
+چند روزی نیستم
در پست قبلی اشاره کردم که شبنم آدرس وبش را عوض کرده. امروز متوجه شدم که دزد نامحترمی آدرس قبلی، اسم وبلاگ، توضیح وبلاگ، پست های وب و کلا همه چیز وب که فونت "شب بو" را نیز شامل میشه دزدیده است. از همه شما دوستان که "شب بو" جزء لینک هایتون بوده خواهشمندم حتما آدرس جدید شبنم را اصلاح کنید تا مبادا گول این دزد را نخوردید. دزد هم دزدهای قدیم...