افرند
افرند

افرند

روحانی مچکریم*

رسیدیم به غروب جمعه 

اما این بار غروب جمعه برایم دلگیر نیست  

این هفته چند اتفاق خوب افتاد 

چند تغییر ... 

یکی دو مورد از تغییرات را خودم پایه گذاری کردم 

یکی از تغییرات هم در عین ناباوری رخ داد ( احتمالا در مورد این تغییر در آینده اطلاعاتی به دست می آورید!) 

 

یکی از این اتفاق ها هنوز قطعی نشده. اگر قطعی بشه یک نقطه عطفی برای من خواهد بود 

فردا منتظر که خبر نهایی اش هستم 

همه این ها باعث شد که این بار، بی صبرانه منتظر طلوع خورشید شنبه باشم... 

 

 

* عنوان پست فقط شوخی است که این روزها در فضای مجازی باب شده و دیگر هیچ :)


پی نوشت: توضیحات اتفاقی که در عین ناباوری رخ داد ===>>> اینجا

در باران

جان هوارد گریفین در مقاله ای  که در کتاب حرفه: داستان نویس منتشر شده می گوید:

"دربسیاری موارد، تجربه برای نویسنده، حالتی ذهنی یا به عبارت دیگر توانایی دریافت حسی هیجان انگیز از کوچک ترین رویدادهای زندگی است، مثل یک پیاده روی زیر باران ...اگر ما خیلی محتاط و محافظت شده زندگی کنیم و فقط با راحتی ها در ارتباط باشیم خودمان را از نیمی از جریان زندگی محروم کرده ایم...بیایید دفعه بعد که در باران گرفتار می شویم، ببینیم دلمان می خواهد به خاطر زحمتی که برایمان ایجاد می کند از آن ابراز نفرت کنیم یا با لذت ، احساس برخاسته از قطره قطره افتادنش را روی صورت و دست هایمان بررسی کنیم."



مجله 24 ، شماره 15

کارتن خوابی



من مجبور شدم یک شب در خیابان بخوابم...





ادامه مطلب ...