نمی دانم چرا شما اینطور هستید؟! منظورم شما خانم هاست. از هر چیز بی ارزشی کوه می سازید. برای هر حرف و شوخی، هزار نوع تفسیر و تعبیر می سازید و بر روی تحلیل هایی که از حرف های دیگران انجام می دهید، استراتژی های مختلفی پیاده می کنید.
پنج شنبه بعد ازظهر کلاسی داشتیم (و همچنان داریم ) که وظیفه ارائه درس با بچه ها است و استاد نقش راهنما را بر عهده دارد . در واقع هر جا ما دانشجوها نتوانیم درس را خوب توضیح بدهیم یا بچه ها درست متوجه نشوند، استاد خودش بحث بچه ها را تکمیل می کند. از قضا جلسه این بار بر عهده دو نفر از خانم ها به همراه یکی از آقایان بود. خانمی که ارائه درس را شروع کرد، چنان با ناز و حرکات خاص درس را ارائه می داد که به غیر از بچه ها، خون استاد هم به جوش آمد و به شوخی گفت: " برای مامانت که توضیح نمیدی! اینجا کلاس درسه و پس فردا باید خودت به عنوان استاد این را درس بدی!" . اما باز هم همان حرکت ها پابرجا بود.
پسرها موقع ارائه این خانم همه ساکت بودند اما دخترها کم و بیش تیکه می انداختند و جالب بود که این خانم هم فکر می کرد باید جواب همه این ها را بدهد. حتی در مورد یکی از آنها کار به جاهای باریک هم کشید و اگر استاد نبود شاید به "گیس و گیس کشی" هم می رسید.
وقتی استاد آنتراک داد و ما پسرها برای چایی خوردن به بوفه دانشگاه رفتیم ،فقط همدیگر را نگاه می کردیم و در نگاه همه ما تاسف بود...
+ کامنت دونی تاییدی نیست.
دیشب وقتی راه افتادم بارون شروع شد
امروز هم قزوین کلا بارون میومد
تو تلویزیون هم فقط میگه از سفرهای غیر ضروری خودداری کنیم
فردا غرق نشم بلند صلوات
اوایل تابستون توی این پست گفتم که قراردادی بستم و کار ترجمه ای را قبول کردم. اول قرار بود کار ترجمه تا پایان مرداد تحویل داده بشه. بعد شد آخر شهریور و بعد هم افتاد به مهر...امروز 25 آبان است و همین الان آخرین فصل از ترجمه را هم فرستادم. تو این مدت روزهایی بود که حدود 15 ساعت پشت سیستم بودم و کار میکردم و البته مدتی هم در شهریور به خاطر آزمون ها و پروژه ها و مقاله ها نتونستم وقت زیادی برای ترجمه بگذارم.
دوستی که با اون قراداد بستم ، میخواهد کتاب را به نام خودش و به عنوان تالیفی ( و نه ترجمه) چاپ کند . به این خاطر باید مثالهای کتاب را با مثال های ایرانی جایگزین کند. برای همین هم خیلی عقب تر از من است و هنوز در فصل های دوم سوم مونده... کمی نگرانم که دست رنج من به چاپ نرسد. گرچه من طبق قرارداد هزینه ترجمه ام تا اینجای کار را گرفتم اما خب اینکه کتاب چاپ بشه ( حتی اگر اسم من نه روی جلد باشد و نه در قسمت تقدیر و تشکر) باز هم می تونم خوشحال باشم کاری انجام دادم که ماندگاره...
امسال خیلی تغییر کردم. سطح اهداف و آرزوهام خیلی بالاتر رفته و از ابتدای سال دنیای جدیدتری رو به روی خودم می بینم.