X
تبلیغات
رایتل

شنبه 16 بهمن‌ماه سال 1395 ساعت 11:28

سن  و سال دار است و همیشه کت و شلوار و جلیقه سرمه ای تیره بر تن دارد. هر چند روز یکبار می آید و در مورد سهام اش سوال می پرسد. چند دقیقه ای می نشیند و بعد می رود. آرام و با طمانینه و همراه با ادب صحبت می کند. 

سراغ امور مشتریان یکی از شرکت های سهامی را گرفت. شماره و آدرس شرکت را  روی یک تکه کاغذ نوشتم و بهش دادم. گوشی اش را در آورد و شماره را در گوشی اش وارد کرد و گفت الان کاغذ را پس می دهد. 

گفتم برای شما نوشتم و به کاغذ احتیاجی ندارم. با اصرار کاغذ را پس داد. سرش را آورد جلو آرام در گوشم گفت: همسرم با این کارها موافق نیست و نباید این تکه کاغذ را در جیبم پیدا کند...

دوشنبه 13 دی‌ماه سال 1395 ساعت 09:06

تقریبا بیست روز بود که دستمون بند بود
در تدارک شب یلدایی بودیم، که بدتین خبر سال بهمون رسید و هممون عزادار شدیم.

هنوز به مراسم هفتم نرسیده بودیم که حال پدرم بد شد و یک هفته در بیمارستان بستری شدند

اواخر هفته قبل هم حال خانومم بد شد و دکتر و دارو  دوباره مهمان ما شد

در این بین حال خواهرزاده خانومم هم بد شد و اون هم در بیمارستان بستری شد و هنوز هم که هنوزه دستشون به دکتر بنده...

در این مدت هر 72 ساعت یا 48 ساعت، یک بار وقت خواب داشتم، اون هم برای چند ساعت... قیافه به شدت داغونی پیدا کردم 


با تمام این اوصاف، خدا را شاکرم.... به خاطر سلامتی افراد خانواده ام...

فوت دایی ام هم حکمت خدا بود... ما هم راضی به قضای او


ممنونم از دوستانی که تسلیت گفتند...

سه‌شنبه 16 آذر‌ماه سال 1395 ساعت 10:11

کلا دوستان در سامانه 118 خیلی به ما لطف دارند. هر کسی زنگ میزنه به 118 شماره ما را بهشون میدهند. 

مثلا  اگر در مورد نحوه فروش سهام تعاونی مصرفکنندگان بانک، قیمت دلار، وام مسکن، آموزش بورس و ... به 118 زنگ برنید، میتونید شماره تماس من را به دست بیارید!!

( تعداد کل: 525 )
   1       2       3       4       5       ...       175    >>
e7e7e7