افرند
افرند

افرند

تقریبا از اواسط هفته گذشته به این طرف، اصلا نمی فهمم روزها چه شکلی سپری می شوند. کارهای زیادی است که باید پشت سر هم و گاهی با هم انجام بدهم و همین باعث شده از لحاظ جسمی کم بیارم. خوشبختانه ورزش به کمک ام آمده و زیاد به مشکل نخوردم.   چهارشنبه هفته پیش هم یک روز استثنایی در زندگی ام بود. استثنایی از آن جهت که از تک تک دقایق اش استفاده کردم. توضیح مفصل و جالبی دارد که سر فرصت عرض می کنم. ( این فرصت هم شاید اواسط هفته آینده پیش آید).

به هر حال این چند روز فقط می تونم هدف های یک ساعته برای خودم در نظر بگیرم. این که تا یک ساعت دیگر چه کاری را تمام کنم یا این که کجا باشم یا این که با چه اشخاصی تماس بگیرم. این هفته تا آخرش سخت سپری می شود ولی خوبی اش این است که سپری می شود... 

نحوه پرداخت قبض

یکی از سرگرمی هایم برای سرکار گذاشتن همراه اول و به کلی شبکه اپراتورهای تلفن همراه، نحوه  پرداخت صورت حساب است. حالا این ترفند من چیست؟ اولین مورد درخواست قطع صدور قبض کاغذی است و زین گونه کسی دیگر نمی بیند که در مدت دو ماه گذشته چه دسته گلی بر آب داده ام! دومین مورد هم ثبت ایمیل ام در سامانه همراه اول است که هر دو ماه یک بار قبض پایان دوره را به حسابم ایمیل کند. من این ایمیل را یکی دو ماه نگه می دارم.  این ایمیل به  درد می خورد. چرا؟ چون الان که همراه اول مرتب مسیج می دهد که قبض تا پایان مرداد این قدر است و اگر تا بیستم پرداخت کنی چه تسهیلاتی بهت میدهیم ، بنده به همان ایمیلی که یکی دو ماه است ذخیره کرده ام مراجعه کرده و شناسه و شماره پرداخت قبض قبلی را وارد می کنیم. زین گونه این قبضی که الان برایم مسیج شده، احتمالا در آبان ماه پرداخت می شود!


البته بدون نیاز به ایمیل هم می توان این کار را از طریق مسیج های همراه اول انجام داد اما ایمیل مطمئن تر است...

چند بود چند شد!

چند وقتی است که این اتفاق در زمینه کتاب رخ داده است. در این مدت همیشه علاقه دارم بعد از خرید کتاب  و قتی به خانه بر میگردم، برچسب هایی که روی قیمت کتاب ها زده شده را پاک می کنم تا ببینم وقت انتشار آن، چه قیمتی داشته است. مثلا کتاب با قیمت 6500 تومان چاپ شده ولی در حال حاضر برچسب قیمت 12000 تومان روی آن زده شده است. اگر کتاب 2200 تومان بوده الان با قیمت 4500 تومان به فروش می رود. اگر 25500 بوده الان 37000 هزار تومان شده است. بعضی ها هم خیال خود را راحت کرده اند. مثلا تیراژ کتاب را 5000 نسخه می زنند. بعد 1000 نسخه را با همان قیمت اولیه به فروش می رسانند و زیر قیمت عنوان می کنند فقط برچسب هولوگرام قیمت، معیار می باشد. هر سال هم هولوگرام جدید چاپ می کنند و هر 1000 نسخه را با یک قیمت به فروش می رسانند. 

راستی از این برچسب های ضد سرقت هم به شدت متنفرم. همین هایی که اگر کتاب را بدون هماهنگی بیرون ببری ، دم در صدای آژیر خطر به صدا در می آید. آنها را هم جدا می کنم!