دوشنبه هفته پیش، وقتی در حال تماشای برنامه نود بودم، دو اتوبوس به شدت با یکدیگر برخورد کردند و 44 نفر کشته شدند. بعد از آن همه دستگاهها به جنب و جوش افتادند . هر کسی نظری میداد و شخصی را مقصر می دانست.
من هم که از قبل می دانستم باید شنبه تهران باشم، به طور جد پیگیر نتایج و حاشیه های گاه عجیب حادثه بودم. چهارشنبه که می خواستم مثل همیشه از شرکت همسفر بلیط تهیه کنم متوجه شدم که سایت خرید اینترنتی برای ترمینال اصلی اصفهان( ترمینال کاوه) بسته است و تلفن های شرکت هم کلا اشغال بود. از ترمینال دیگر اصفهان( صفه) بلیط گرفتم. در حداقل ده سال گذشته بار اصلی جا به جایی مسافران تهران اصفهان و بالعکس بر روی دوش این شرکت بوده و هست. پنجشنبه بود که فهمیدم دفتر شرکت همسفر را به علت تصادف تعطیل کردند.برای بامداد شنبه ( 25 دقیقه بامداد) بلیط گرفته بودم وقتی رفتم ترمینال متوجه شدم که کلا دفاتر این شرکت را بسته اند فقط به مسافرانی که از قبل بلیط خریداری کرده اند سرویس می دهند.حجم مسافر و اتوبوس به حدی بود که این ترمینال به هیچ وجه ظرفیتش را نداشت. فرض کنید از ساعت 22 تا 2 بامداد هر 5 دقیقه یک اتوبوس برای تهران گذاشته بودند و باز هم کم بود. به هر زحمتی بود سوار اتوبوس شدم. اما اتوبوس به سمت تهران نیامد بلکه به سمت ترمینال کاوه رفت. شرکت همسفر از قبل برای این تاریخ و این ساعت بلیط فروخته بود و نمی توانست مسافرینش را رها کند. اما چون حجم بلیط های فروخته شده اندک بود به این ترتیب عمل می کردند که برای ساعت 25 دقیقه بامداد حجم محدودی بلیط برای ترمینال صفه می فروختند و این اتوبوس بعد از سوار کردن این مسافرین به سمت ترمینال کاوه حرکت می کرد و مسافرین 50 دقیقه بامداد را هم سوار می کرد. در واقع به صورت غیر آشکار باز هم این شرکت همسفر بود که مسافرین ترمینال کاوه را سوار میکرد. چون این شرکت هنوز مجوز فعالیت نداشت بقیه ظرفیت اتوبوس را با اسم شرکت رویال سفر بلیط فروخته بود! ( این کار به پیشنهاد همان هایی بوده که دفتر شرکت را تعطیل کرده اند). در نهایت من که برای 25 دقیقه بامداد بلیط داشتم ، در ساعت 2 بعد از نیمه شب از اصفهان خارج شدم و این در وضعیتی بود که جلوی ترمینال بیش از هزار نفر مسافر بود که سرگردان و بدون بلیط بودند و حاضر بودند تا تهران وسط اتوبوس بنشینند.
نمی دانم تعطیلی شرکت همسفر با 300 اتوبوس و 3000 نفر نیرو و مختل شدن جا به جایی مسافران بین این دو شهر ( که بی شک بیشترین حجم جابه جایی بین دو کلان شهر است) کار درستی است یا نه...نمی دانم اینکه مسئولین هیچ وقت قبول نمی کنند جاده های ما ایراد دارد هم کار درستی است یا نه...
اما اتوبان تهران قم همچنان وضعیت قبل خودش را دارد. با جاده و آسفالت به شدت افتضاح و گاردریلی که به هیچ بند است...هنوز جای اتوبوس سوخته کنار اتوبان مشخص است....
در موقعیت به شدت استراتژیکی به سر می برم!
خرداد ماه بود که استاد محترم امر فرمودند در تاریخ های 20 و 21 شهریور باید برای ارائه پروژه و همچنین مقاله ، به دانشگاه برویم. اما از آن جهت که ارائه پروژه ها زمان بر بود قرار شد که استاد ایمیلی برای بچه ها بفرستد که در آن معین کرده چه کسی در کدام روز برای تحویل پروژه به دانشگاه بیاید.
الان فقط چند روز تا "روز موعود" زمان باقی مانده ولی از ایمیل استاد خبری نیست. شاید باورتان نشود اما شب ها چندین بار با گوشی ایمیلم را چک می کنم. حتی حالت پیش فرض گوشی را در حالتی قرار دادم که به محض دریافت ایمیل جدید "زینگ" بزند و آلارمی مبنی بر دریافت ایمیل جدید بدهد. هر بار که این آلارم به گوشم می رسد آدرنالین در خون هایم فوران می کند!
صحبت های پشت پرده با دوستان هم حاکی از این است که یا استاد یادش رفته و یا اینکه کلا قضیه را تا اطلاع ثانوی به تعویق انداخته. از آنجایی که استاد محترم فرد با جذبه ای است کسی جرأت نمی کند که از ایشان سوالی در مورد زمان تحویل پروژه بپرسد.
حالا دو راهبرد پیش روی ما است:
یک) یک نفر خودش را قربانی کند و ایمیلی به استاد بفرستد و در مورد زمان پروژه سوال کند. نتیجه این کار از دو حالت خارج نیست. یا استاد می گوید که اااا چه خوب شد یادم انداختی و فردا راس ساعت 7 صبح همگی دانشگاه باشید و یا اینکه می گوید در حال حاضر امکان ارائه پروژه ها مقدور نیست!
دو) همه با هم خودمان را به بی خیالی بزنیم و منتظر بشویم تا روزهای 20 و 21 شهریور طی بشود و بعدا در زمان شروع کلاس ها با قیافه حق به جانبی از استاد بپرسیم که پس چی شد استاد؟!
اگر که استاد فعلا بی خیال پروژه ها شده باشد نفس راحتی میکشم، اما دوست دارم این سوال را از استاد بپرسم که هدف ایشان از زهرمار کردن تابستان بر ما چه بود؟ با رسم نمودار و توضیحات کامل ( 7 نمره)