گویا قدیم تر ها میگفتند که از خاصیت فصل بهار و اردیبهشت است
البته الان هم چیزهایی میگویند
اما واقعا من نمی دونم
اینکه روزها پیش از ظهر، بعد از ظهر، عصر، سر شب، ته شب و کلا همه 24 ساعت دوست دارم چرت بزنم
ریشه تاریخی و فصلی دارد
یا فقط من اینجوریم؟!
امروز رفته بودم بانک که حساب باز کنم. قبلا در یکی دو بانک حساب داشتم اما برای کار خاصی حتما باید در این بانک هم حساب داشته باشم. متصدی مربوطه که پسری هم سن و سال خودم بود کلی فرم جلوی رویم گذاشت تا پر کنم. بر خلاف بانک ها و متصدیان دیگه، فرم هایم را با دقت نگاه میکرد. این را همون اول که با اسم خطابم کرد فهمیدم. کارهای افتتاح حساب را که انجام داد پرسید رشته تحصیلیم چیه . وقتی توضیح میدادم که رشته و گرایشم چیه گفت که خودش هم مدیریت صنعتی خونده و دوست داره ادامه تحصیل بده یا اینکه در زمینه هایی که به روزتر باشه مطالعه داشته باشه. چند تا کتاب و سایت و زمینه هایی برای مطالعه معرفی کردم. آخر سر پرسید که کارم چیه. وقتی گفتم روزنامه نگاری می کنم و اسم روزنامه را گفتم به فکر فرو رفت و به گوشه ای از بانک خیره شد. بعد با ذوق زدگی که انگار چیزی کشف کرده باشه گفت که مطالبم تو روزنامه را خونده!!! در اون لحظه حس سوپراستاری را داشتم که برای اینکه شناخته نشم و نظم بانک به خاطر سیل ِ مشتاقان ِخواهان امضا به هم نخوره باید از عینک دودی و کلاه استفاده کنم!!! همچین آدم بی طرفیتی هستم والا...