نمی دونم چرا اما حس می کنم بعضی اسم ها آوای خوبی دارند و اسم و فامیل اون شخص خوب کنار هم قرار گرفتند.
مثلا "چزاره پراندلی" یا "نانسی پلوسی"...آوای باکلاسی دارند
اما اسم هایی دیگه ای هم هستند که یا آوای فجیعی دارند یا اینکه اصلا موقع تلفظش شهید میشی
مثلا "کاندو لیزا رایس"...آخه این هم شد اسم؟!
یا مثلا میتونید اسم این روزنامه معروف اسرائیلی را تلفظ کنید: یدیعوت آحارونوت !!!
کمی لیست پیوندهای کنار وبلاگم را خانه تکانی کردم. معیار فیلتر هم ، وب هایی بود که سه ماه یا بیشتر از آخرین بار آپدیت شدنشان می گذشت. شاید عده ای پست گذاشته باشند که سرشان به شدت شلووووغ است یا اینکه چند وقتی نیستند یا هر چیز دیگری...
اگر بنا به مشغولیت کاری باشد که خب بنده هم مشغول هستم ( همزمان در حال ترید کردن، بستن صفحه فردا و نوشتم پست هستم!) اما عین بولدوزر پست می گذارم . حالا چه با کیفیت چه بی کیفیت!
اگر بنا به مشغولیت فکری باشد که خب آن را هم هر کسی دارد
اگر بنا به آلام روحی و جسمی باشد که خب دیگر سه ماه برای تسکینشان کافی به نظر می رسد.
خلاصه نمی خواهم دلیل و بهانه بیاورم. اما خب لیست پیوندهایم آب رفت!
پی نوشت: شبـ نم ِ شب بو، قدم نو رسیده مبارک... شماها کلا با اسفند رابطه تنگاتنگی دارید. حالا هم که دوباره خاله شدی باز هم یک اسفندی دیگر :))
داشتن همکار خانم مسلما مزایا و معایبی دارد.
مزایا می تواند این باشد که از کیف گهربارشان هر چیزی ممکن است خارج شود. مثلا امکان ندارد در یک جمع پسرانه درخواست چسب زخم کنی و بیشتر از یکی دو مورد جواب مثبت بگیری. اما وقتی از همکاران خانم بپرسی همه متفق القول جواب مثبت می دهند. وقتی این همکاران گرامی دست در کیف مبارک می برند احساس می کنم الان کاراگاه گجت دست در کلاه خود برده!!
اما معـــــایب.... وای به حال روزهایی که رابطه همکاران خانم شکرآب شود. دیگر واویلاست و تو به عنوان تنها مرد جمع باید وظیفه ثقیل میان داری را به عهده بگیری و یک لحظه آنها را با هم تنها نگذاری و گرنه...!!!