افرند
افرند

افرند

زلزله

برادر زاده ام تنها یک سال داشت که راه افتاد و الان که یک ماه از یک سالگی اش می گذرد دویدن را آغاز کرده... به همین مناسبت هر موقع که خانه ما می آید بعد از رفتن اش انگاری زلزله ای آمده و خانه را درنوردیده! تا به حال هم نشده که ببینیم یک دقیقه یک جا بنشیند یا حتی یک جا بماند... هم زمان دوست دارد ده کار را همزمان انجام دهد. مثلا به محض ورود سراغ تلویزیون می رود و همه کنترل ها را در دست می گیرد و کارتون مورد علاقه اش را می بیند. بعد از اینکه شارژ روحی شد، می رود سراغ بقیه چیزها و آنجاست که باید هر چیزی روی میز است از جلوی دستش بر داریم، مواظب باشیم سراغ کابینت های آشپزخانه نرود، سیم برق تلویزیون را از جا در نیاورد، از جایی بالا نرود و در حین همه این کارها باید سرگرم اش هم بکنیم... نمی توانم تصور کنم مادرش چگونه از پس "آرمان" بر می آید...والا...تازگی ها هم قهر کردن را یاد گرفته و اگر چیزی را از دستش بگیریم یا بهش ندیم قهر می کند و در حال نق زدن سراغ چیز دیگه ای می رود.

آخرین بار هم که خانه ما بود و من دیرتر رسیدم دیدم رفته سراغ سنتور و یک عدد مضراب شکسته تحویلم داده :))  با تمام این اوصاف هر وقت نباشد انگار خانه چیزی کم دارد...

مهمان نوشت

یادداشتی از شبنم شبـ بو



قبلا همینجا توی کامنت های امیر حسین گفته بودم که یه پست یوگایی میذارم .چند بار هم نوشتم و از یوگا و چاکرا و هاله انرژی و مدیتیشن و چیزها ی دیگه گفتم اما به دلم ننشست چون با یه سرچ میتونید همه اونها رو کاملتر بخونید

اما امروز یاد صحبت استادم افتادم و به نظر م رسید که همین گفته کفایت میکنه تا یوگا رو تعریف کنم .
استادمون میگفت همونقدر که افراد برای داشتن ظاهر زیبا تلاش میکنند و چه بسا هزینه های هنگفت میپردازند کاش برای زیبایی درونیشون هم وقت میگذاشتندوبرای داشتن روح و روان سالم و ذهنی ارام تلاش میکردند .

خدا کنه همین ترغیب و تشویقی باشه که شما هم به سمت یوگا بیایید و با مدیتیشنهای فوق العاده ای که میتونید هر روز داشته باشید حتی به مدت 10 دقیقه زیبایی درونی رو لمس کنید و ارامش رو به روح و روانتون هدیه بدین .

+امیر حسین جان ممنووونم

مجبورند...می فهمید؟!

الان مسئولان صدا و سیما در شرایطی قرار گرفته اند که نه راه پیش دارند و نه راه پس!

از یک طرف پخش مسابقات والیبال با هزار مشکل مواجه است. مثلا تماشاگران خانمی که به علت گرمی هوا لباس کامل نپوشیده اند و حتی گاهی دیده شده لبخند هم بر لب دارند! والا... یا یک سری دخترانی که در وقت های استراحت به وسط زمین می آیند و یک کارهایی انجام می دهند و خودشان را تکان می دهند. یا حتی تماشاگران ایرانی حاضر در ورزشگاه هم مورد دار هستند! تازه بعضی از آنها که پرچمی شبیه ایران دارند که روی آن شیر و خورشید و از این حرف هاست.( هی وای من!)


اما از طرف دیگر اوضاع جالب تر است. چون طیق مقررات مسابقات لیگ جهانی این بازی ها حتما باید از تلویزیون کشورمان پخش شود و گرنه از مسابقات و کلا والیبال کنار گذاشته می شویم!


حالا صدا و سیما هم مجبور است مسابقات را پخش کند و هم مجبور است از هر ده ثانیه ، هفت ثانیه را سانسور کند! بدین گونه است که مایی که نشسته ایم مسابقات را ببینیم حدس می زنیم الان چه اتفاقی در بازی رخ می دهد و در باقی موارد حرکات آهسته و گل و بلبل می بینیم! فکر کن 70 ثانیه تاخیر در نمایش مسابقات هم نتوانسته باعث بهبود پخش مسابقات بشود! آخر چه معنی دارد تماشاگران اینقدر نزدیک به زمین مسابقات باشند و این قدر هم کلوزآپ از خانم های مو بور نشان داده شود؟! والا...




+ آهای بلاگفایی ها... هنوز منتظر این هستید که تعطیلات کشور مطبوع تمام شود؟! خخخخ