اول این خبر را بخوانید:
غلامرضا میرحسینی( مدیر شبکه سه) در تازهترین گفتوگوی خود تأکید کرده مردم باید از شرایط سخت مالی صداوسیما خبر داشته باشند تا دیگر توقعات گذشته خود را از این سازمان نداشته باشند.شبکه سه از پخش ١٢ ساعت در روز، به ٨ ساعتونیم در روز کاهش پیدا کرده است و مابقی کارهای تکراری و تأمینی است.» البته آنطور که او توضیح میدهد در انتخاب این برنامههای تأمینی و تکراری باید دقت در عملکردشان داشته باشند تا بیننده آن را پس نزند؛ «یعنی ما سه ساعت و نیم کاهش تولید داریم چون بودجه نیست، این را باید مردم بدانند که رسانه ملی در چه شرایطی دارد کار میکند، با چه سختیهایی!
آی مردم! بدانید که سالانه 1000 میلیارد تومان بودجه ای که به صدا و سیما اختصاص داده می شود در کنار میلیاردها تومان درآمد تبلیغات، باعث شده که صدا و سیما در شرایط سخت مالی باشد. وقتی امام جمعه از تریبون رسمی می گوید چه اشکالی دارد مردم یک وعده غذا بخورند، خب حالا چه اشکالی دارد که مردم فقط اخبار 20:30 را ببینند و باقی مواقع تلویزیون خاموش باشد؟ بیایید کمی به خودمان بیاییم و توقع بی جا از صدا و سیما نداشته باشیم. ما باید بدانیم که صدا و سیما در شرایطی قرار دارد که نمی تواند فیلم های روز دنیا را پخش کند و در ازای آن ، سه روز تعطیلات عید فطر می توانیم فیلم هایی که هزار بار دیده ایم را برای بار هزار و یکم ببینیم.
بدانید که شرایط سخت صدا و سما باعث شده مسئولان سراغ پشمک حاج عبداله بروند. خب درک کنید دیگه... شرایط سختیه... بی زحمت سطح توقعتان را در حد همین نجف زاده و حسینی بای و مرآتی نگه دارید ...
اینکه شب عید فطر (که یکی از مهم ترین اعیاد اسلامی به حساب میاد) از الهام چرخنده به عنوان مجری یک برنامه دعوت بشه، به نظرم به کج سلیقگی مسئولین شبکه ربطی نداره. فکر می کنم و تقریبا مطمئن هستم که این مسئله لج بازی مسئولین را نشان میده. لج بازی که در تک تک زمینه ها هر روز بیشتر خودنمایی می کند. مثل لج بازی در تعطیلی برنامه هایی مثل رادیو هفت و صبح جمعه... مثل لج بازی در انتخاب تکراری ترین فیلم های تاریخ برای نمایش در روزهای تعطیل عید... مثل لج بازی پخش مستندهایی بر ضد مذاکرات هسته ای در بحبوحه مذاکرات...مثل لج بازی در انتخاب پرویز مظلومی به عنوان مربی استقلال...مثل لج بازی های بچه گانه در انتخاب گزارشگر و پخش مسابقات والیبال... مثل لج بازی عده ای دلواپس در منفی کردن بورس ها در روز بعد از توافق ...
نتیجه اش این می شود که که هزاران نفر مطمئن می شوند که دیدن سریال های ترکیه ای ارزش بیشتری دارد تا تماشای تلویزیون ملی
نتیجه اش این می شود که هزاران نفر مثل من مطمئن می شوند که فصل بعدی لیگ فوتبال را می توان راحت کنار گذاشت و به کارهای دیگر رسید
نتیجه اش این می شود که هزاران نفر مطمئن می شوند پول خود را به جای اینکه در جهت رونق اقتصادی و اشتغال زایی سرمایه گذاری کنند در بانک بخوابانند.
نتیجه اش این می شود که مسئولیت تبعات این لج بازی ها ( اعم از کم ارزش شدن چادر در نگاه مردم و ...) بر عهده کسانی است که به واسطه قدرتشان، این گونه لجبازی کردند