افرند
افرند

افرند

منوی پیشنهادی


داداشم یهویی تصمیم گرفت  بره سفر. به خاطر همین یهویی بودنِ تصمیم سفر، بدون ذکر جزییات گفت که یادمون نرود روزی سه بار به ماهی هایش غذا بدیم. بعد از نزدیک به 24 ساعت که یادمون اومده باید به این ماهی ها غذا می دادیم، رفتم پای آکواریوم نسبتا بزرگش... همه ماهی ها متفق القول چسبیده اند به شیشه آکواریوم و نگاهم می کنند. دهان همگی اون ها هم در حال تکان خوردن و باز و بسته شدنه. حدس می زنم بی صدا چیزهایی میگن...یک جور فریاد زیر آب...احتمالا بابت این تاخیر، به شدت ناسزا بارم می کنند.

کشوی ظرف غذا را باز می کنم...انتظار یک ظرف داشتم اما به جای اون 5 ظرف مختلف وجود داشت. حالا مونده بودم که الان و در این ساعت باید کدوم غذا را به این ها بدم؟ غذای گوشتی یا اون هایی که شبیه عدسه؟ یا شاید هم ترکیبی از این غذاها؟

تصمیم خودم را گرفتم و از یکی از ظرف ها غذا ریختم...اما هیچکدومشون طرف غذاها نرفتن...غذای دوم و سوم را هم ریختم ولی باز هم هیچکدوم طرف غذاها نرفتن...نمی دونم روزه بودن یا از دست من غذا نمی خورند یا اینکه اصلا نباید این غذاها را میدادم...خلاصه که بد وضعیته!

طرح تهدید ارباب رجوع


امروز بعد از مدت ها برای کار اداری، به یکی از ادارات دولتی سر زدم. همین طور که در راهروهای اداره قدم میزدم چشمم به نوشته ای خورد که به صورت رنگی بر روی کاغذی با تذهیب فراوان چاپ شده بود.اول فکر کردم فقط اینجا نصب شده اما کمی که دقت کردم دیدم بر روی تک تک دیوارها و به طور خاص بالای سر هر کارمند نصب شده بود. گرچه کاغذ پر از تذهیب و نقش و نگار بود اما نوشته اش به شدت زشت بود.

بر روی کاغذ با فونت نستعلیق نوشته شده بود که در صورت توهین به کارمند دولت چه مجازاتی در انتظارمان است:

سه تا شش ماه حبس

74 ضربه شلاق

پرداخت جزای نقدی

در پایین صفحه هم مصادیق توهین را نوشته بود.


واقعا از دیدن این نوشته ناراحت شدم. اینجا یک اداره دولتی است. کارمندان این اداره از پول مالیاتی که ما پرداخت می کنیم و از بیت المال حقوق میگیرند. در ازای این حقوقی که میگیرند باید به ما مردم که ارباب رجوع هستیم سرویس بدهند. بارها و بارها عنوان طرح تکریم ارباب رجوع را شنیدیم ولی چرا در عمل با چیزی متفاوت با آن روبه رو هستیم؟!  چرا پیرمرد بازنشسته ای که بعد از 30 سال کار برای دریافت مستمری اش به اداره دولتی مراجعه می کند به جای لبخند و تکریم ، در همان ابتدای کار باید با تهدید رو به رو شود؟! چرا به جای این نوشته که بالای سر هر کارمند نصب شده، نوشته ای نصب نمی کنیم که شرح وظایف آن فرد باشد؟!

من، شخصا از کسی که از پول بیت المال حقوق می گیرد و این تهدیدنامه را در تمام ادارات دولتی نصب کرده نمی گذرم...

به جهنم


در پست قبلی دیدید که در تمام طول مسیر، صندلی نفر جلویی کاملا به حالت خوابیده بود برای همین من برای بلند شدن از روی صندلی با مشکلات عدیده رو به رو بودم. در ردیفی که من نشسته بودم و البته در صندلی آن طرف اتوبوس، خانم مسنی نشسته بود. تمام صندلی های اتوبوس در زمان حرکت پر نشده بود و برای همین صندلی کنار آن خانم خالی بود و در نتیجه اولین نفر در محدوده آن خانم ، من بودم. بار اول خانم مسن با مهربانی خاصی از من آب خواست که با زحمت از روی صندلی پا شدم و از یخچال برایش آب آوردم. باز دوم بالش می خواست.باز هم و به زحمت انجام دادم .اول کار "آقا" صدایم می کرد اما بعد از انجام موفقیت آمیز درخواست هایش به درجه "پسرم" نائل شدم!

اواخر مسیر می خواست به پسرش خبر بدهد که نزدیک اصفهان است و احتمالا می خواست بگوید که پسرش به ترمینال بیاید. هر کار میکرد نمی تونست با گوشی به پسرش زنگ بزند. در نتیجه من را صدا کرد تا شماره پسرش را بگیرم و جالب تر از همه این بود که شماره پسرش را در گوشی ذخیره نکرده بود!

-  0913913

-  خب ؟

-  نه اشتباه شد. 0912913

-  خب بعدش؟

-  نه 0913912

بالاخره شماره را گرفتم. اما ناگهان مثل اینکه قسمت هیجان انگیز یک فیلم سینمایی خارجی  شروع شود، خانم مسن زد کانال پنج و به زبان یا لهجه ای که نمی شناختم با صدای بلندی بر سر پسرش داد می کشید. همین فریادهای او بود که دختر خانم صندلی جلویی را بیدار کرد. هر کاری کردم نمی فهمیدم که چی می گوید و چی می شنود اما مشخص بود که در حال اعتراض کردن بود. فقط " به جهنم" آخر تماس اش را متوجه شدم...

خوب شد که در طول مسیر درخواست هایش را انجام دادم ...و گرنه یک " به جهنم" می شنیدم یا برخورد از نوع فیزیکی در انتظارم بود


*این پست قبلا نوشته شده و الان منتشر شده! برای همین بدانید و آگاه باشید که الان به نت دسترسی ندارم و کامنت ها با تاخیر تایید می شوند