افرند
افرند

افرند

همه مثل هم

تا زمان حرکت اتوبوس چند ساعتی وقت دارم. مثل همه روزهای قبل از تعطیلی های بزرگ، ترمینال به شدت شلوغه و از مدت ها قبل تمام بلیط ها فروش رفته. من هم به خاطر تجربه و شانس تونستم بلیط گیر بیارم. تا وقتی که اتوبوس من آماده جرکت بشه دارم مردم و هیاهو و جنب و جوششون را نگاه می کنم. به این فکر می کنم که چی باعث میشه مردم از شهر زادگاهشون دور بشوند؟ چی باعث میشه که خانواده مون را رها کنیم و به یک منطقه دیگر از کشور یا حتی دنیا سفر کنیم؟ و چی باعث میشه تا به یک تعطیلی چند روزه بر می خوریم همه عزم سفر کنیم و مشتاقانه به زادگاهمون برگردیم.

در بین این مسافرها همه قشری را میشه دید...شاید بالای 70 درصد از مسافرها را افراد پایین تر از 35 سال تشکیل میدن. خیلی ها دانشجو هستن و خیلی ها هم برای کار اینجا اومدن.

چهره ها را که نگاه می کنم حسی شبیه اون  که در خودم هست، در بیشتر اونها هم پیدا می کنم. چیزی که توصیف کردنی نیست. چیزی که همه مسافر ها تجربه اش کردند...





+ به علت یخ زدگی انگشت ها امکان ادامه دادن پست مقدور نیست. والا...

خیال دوست نداشتنی!

گاهی وقت ها خواب هایی می بینیم که اصلا و ابدا دوستشان نداریم

منظورم خواب هایی نیست که در اون اتفاق بدی می افته

یا مثلا حادثه ای برای یکی از نزدیکانمان رخ میده

منظورم اتفاق هایی است که در زندگی روزمره از اون ها دوری می کنیم

سعی می کنیم در زندگی تا اونجایی که میشه از این موارد دوری کنیم

اما وقتی می خوابیم هیچ چیزی دست خودمون نیست

همه اون اتفاق های بد یکی پس از دیگری رخ میده

بعد از بیدار شدن هم ما می مونیم و اتفاقی که دوست نداشتیم رخ بده

گر چه بیدار شدیم و می فهمیم که اون یک خیال بیشتر نبوده

اما همون خیال هم دست از سرمون بر نمیداره

کلاشنیکف


کلاشنیکف درگذشت.


کلاشنیکف (یا همان کلاشینکف) را بیشتر ما به اسم اسلحه ای به همین نام میشناسیم. میخائیل کلاشنیکف، افسر روسی بود که سال ها  پیش اسلحه ای اختراع کرد که تا به حال بیش از صد میلیون قبضه از آن ساخته شده است و در بسیاری از جنگ ها و درگیری ها استفاده شده است. از جنگ های چریکی گرفته تا قتل عام های کشورهای آفریقایی همه  از این نوع اسلحه استفاده کرده اند یا نحوه کار با آن را می دانند. در ایران هم به طور گسترده از این نوع اسلحه استفاده می شود و اکثر ما پسرها حداقل یک بار این اسلحه را در دست گرفته ایم.

گرچه خود کلاشنیکف در جشن 90 سالگی اش اذعان کرد که این اسلحه را برای جنگ و خونریزی اختراع نکرده اما ماهیت این ابزار به غیر از این نیست.

برای من همیشه سوال است که آیا هر اختراع، کار مثبتی است یا نه؟ گر چه گفته می شود نوآوری های که انسان انجام می دهد همه در جهت بهبود شیوه زندگی است اما آیا همه نوآوری ها اینگونه هستند؟ البته می توان گفت که ابداع سلاح و جنگ افزارهای جدید به قدرت دفاعی کشور ها کمک می کند و از این جهت یک " باید" به حساب می آید  اما آیا می توان کسانی که دستگاه های شکنجه مثل " آپولو" را اختراع کرده اند هم جزء افرادی هستند که به بهبود شیوه زندگی انسان ها کمک کرده اند یا اینکه مرزهای دانش را جا به جا کرده اند؟