اما این گروه که دیدند کارشان کساد شده است دوباره دست به کار شدند و این بار به فیلم ضعیف "رستاخیز" که اتفاقا بیشترین سیمرغ ها را هم گرفته بود - اینکه این همه سیمرغ گرفت تنها به دلیل سوژه و هزینه میلیاردی بود که برای این فیلم خرج شده بود- گیر دادند و گفتند واویلا که این فیلم فلان است و بمان! از مداح های کشور گرفته تا مراجع تقلید گفتند که چرا چهره یاران امام در روز کربلا را نورانی نکردید و واضح نشان دادید! الان اگر اسم رستاخیر را جستجو کنید فقط اعلامیه ها و بیانیه هایی که بر علیه این فیلم صادر شده را می یابید!
مطمئنا کار به همین جا خاتمه نمی یابد و این گروه همچنان به فعالیت خودشان ادامه می دهند و هر روز فشار بیشتری بر بدنه فرهنگ جامعه وارد می کنند...
+ مدتی قبل با شخصی در مورد دولت گذشته و دولت فعلی بحث میکردم که ناگهان وسط بحث من را به لینکی از رجانیوز ارجاع داد! همین جا فهمیدم که با ایشان دیگر نمیشود بحث کرد که فاصله ها بسیار است...
2 - امسال خودم را برای جشنواره ای عظیم آماده کرده بودم . از چهار نسل فیلمسازان کشور در جشنواره حضور داشتند و این نوید بزرگی بود بر ده روز فیلم خوب دیدن. از کیمیایی و مهرجویی گرفته تا حاتمی کیا و تبریزی و پوراحمد تا عسگرپور و میرکریمی و تا سالور...همه فیلم داشتند. اما این مدت این قدر فیلم بد دیدم که در پایان جشنواره درجه تخصص فیلم بد دیدن را به دست آوردم. تازه به حرمت روزهای خوبی که با بعضی از کارگردان ها داشتم بعضی فیلم ها را ندیدم تا حرمت بینمان همچنان حفظ شود!
اما حاشیه های جنبی جشنواره:
در این چند روز ، شش فیلم دیگر دیدم.
روز چهارم جشنواره، اول فیلم " عاشق ها ایستاده می میرند" را دیدم. فیلمی به شدت بد، با بازی های بد و اغراق شده و بدون کارگردانی درست و حساب شده. سروش صحت را در نقشی جدی و با حال و هوای جنگ نمیشه تصور کرد. بازی پوریا پورسرخ هم کاملا یکدست و بدون تغییر شده و در همه فیلم ها همان نقش قبلی را تکرار می کند. در مجموع به سختی تونستم خودم را تا پایان فیلم نگه دارم گرچه بعضی از بچه ها اواسط فیلم سالن را نرک کردند!!
فیلم دوم " خط ویژه " بود. فیلمی پر از بازیگر که هر کدام به خوبی از پس نقش خود بر آمدند. ضرباهنگ فیلم تند بود و شوخی های فیلم هم به جا بود. کلا فیلمی است که اگر برای عید اکران شود فروش میلیاردی خواهد داشت. دیشب هم سیمرغ بهترین فیلم از دیدگاه مخاطبین را در کنار " شیار143" دریافت کرد. پیشنهاد می کنم با خانواده یا دوستان این فیلم را ببینید.
روز پنجم ابتدا فیلم " 50 قدم آخر" کیومرث پوراحمد را دیدیم. فیلم از حد فاجعه هم گذشته بود. ای کاش و ای کاش پوراحمد دیگر فیلم نمی ساخت و می گذاشت آخرین فیلمش همان اتوبوس شب باقی بماند و ما با قصه های مجیدش نوستالژی داشته باشیم. داستان فیلم خوب بود اما از یک جایی به بعد دیگر فیلم از دست کارگردان در رفته بود و همه چیز در فیلم می دیدیم. فیلمنامه در شخصیت پردازی و روایت داستان به شدت لنگ می زد و کارگردانی هم...بگذریم.
بعد از این نوبت به "پنج ستاره" رسید. تکلیف این فیلم با خودش مشخص بود و حد و مرز خودش را داشت. هیچ جا پا را فراتر از مرز خودش نمی گذاشت. گرچه بعضی از سکانس ها به نظر اضافی بود اما در پایان فیلم راضی از سالن بیرون می آیید و فیلم عصبانیتان نمی کند. فکر می کنم در نمایش خانگی فروش قابل توجهی داشته باشد. البته شاید سحر قریشی بعضی را به سالن سینما بکشاند.
روز ششم مهمترین روز جشنواره در اصفهان بود. فیلم های "چ" و " خانه پدری" در این روز نمایش داده شدند. "چ" فیلم خیلی خوبی بود. از هیچ لحاظ مشکلی نداشت و یک فیلم کاملا "حاتمی کیایی" بود! برای تولید فیلم هزینه زیادی شده بود و البته هزینه ها به جا و درست استفاده شده بود. تماشای این فیلم بر پرده سینما به شدت توصیه می شود مخصوصا سالن هایی که از سیستم صوتی دالبی بهره می برند. به نظر شخصی من اگر اسم فیلم چیز دیگری بود بهتر می شد. به شخصه با ذهنیتی گه از شهید چمران داشتم فکر می کردم با فیلمی مواجه خواهم شد که در آن یک چمران چریک و ناجی خواهم دید. اما در واقع فیلم روایت داستان زندگی دو روز زندگی شهید چمران در پاوه بود. درباره این فیلم خیلی حرف ها می شد زد. حتما ببینید.
اما فیلم آخری که در این چند روز دیدم " خانه پدری" ساخته کیانوش عیاری بود. فیلم از لحاظ کارگردانی ، صحنه پردازی، شخصیت پردازی و کلا همه چیز عالی بود. همه چیز به واقعیت پذیری ماجرا کمک می کرد. اما این واقعیت پذیری گاهی آزارتان می دهد مخصوصا سکانس اول فیلم که به شدت خشن بود. پس از سکانس اول می خواستم سالن را ترک کنم چون حالت تهوع بدی گرفتم. این فیلم به خاطر همین سکانس اول سه سال توقیف بوده و به شدت بعید می دانم که به اکران عمومی برسد که بخوام نظر بدهم ببینید یا نبینید. بازی ها درخشان و عالی بود همانطور که از عیاری انتظار داشتیم. چیزی شبیه همان روزگار قریب. اما خب مطمئنا سکانس اول آن تا مدت ها از ذهنم بیرون نمی رود...
دیروز شلوغ ترین روز جشنواره از آغاز تا به حال بود. " رد کارپت" به خاطر رضا عطاران و طنز فیلم هایش ، اولین فیلمی بود که عده ای سرپا آن را نگاه کردند. بحث و جنجال بر سر جای نشستن هم کم نداشتیم. بر سر همین بحث ها بود که چند دقیقه ابتدایی فیلم را ندیدم و به جای آن فیلم دیگری می دیدم!
اولین فیلم "پایان خدمت" بود که این فیلم هم اولین تجریه سینمایی کارگردانش بود. فیلم داستان خوبی داشت اما به نظر کمی زمان فیلم زیاد بود و میشد قسمت هایی از فیلم را بدون لطمه زدن به داستان حذف کرد. اما فیلم رضا عطاران زمان زیادی نداشت. حدود 75 دقیقه . تقریبا میشه گفت فیلمنامه هم نداشت و از یک طرح برای ساخت فیلمش استفاده کرده بود. اولین فیلم ایرانی بود که در اون از نیکول کیدمن و استیون اسپیلبرگ گرفته تا جیم جارموش را هم میشد دید! اولین فیلمی بود که امسال دیدیم و در قسمت هایی از اون از ته دل خندیدیم. امسال هر چه توقعمان را کارگردان های مشهور بی پاسخ گذاشتند، کارگردان های فیلم اولی جبران کرده اند!
اما این روزها در کنار جشنواره ، حواشی اون جالب تر به نظر میاد. این که عده ای معلوم الحال فیلم های خوب و قابل تامل امسال را " حامی فتنه" می دانند و عده ای دیگر به خاطر این فیلم ها می خواهند وزیر ارشاد را با طرح سوال به مجلس بکشانند. این افراد 8 سال گذشته را احتمالا خواب بوده اند.
+امروز صبح برای دیدن اخبار ورزشی تلویزیون را روشن کردم. قبل از اخبار بود و مجری برنامه از میهمانش این سوال را پرسید:
- به نظر شما با توجه به گستاخی مقامات آمریکایی و با توجه به نزدیکی به روز 22 بهمن، مردم ما چگونه باید پاسخ این نفهمی آنها را بدهند و دولت چگونه"باید" پاسخ توهین آنها را بدهد؟!
مهمان و مهمانان برنامه هم نمی فهمیدند که حرف را در دهانشان می گذارند و به اصطلاح میخواهند این حرف را از زبان آنها بشنوند...
++بر سر میدان های بزرگ شهر هم، بنرهای به غایت بزرگ و متعددی نصب کردند با این مضمون که ما به آمریکای خائن اعتماد نداریم. شب ها هم آهنگ پخش می کنند و چایی میدهند!