
همسایه ما درختی دارد که هر سال این موقع غرق گل میشود. گر چه ریشه و تنه و بخش عظیمی از شاخه های این "آبشار طلایی" در خانه همسایه است اما همیشه قسمتی از شاخه هان آن که سمت خانه ما است گل می دهد و خودشان مجبور هستند که فقط شاخه های سبزش را ببینند...
کم کم طبع خریدم داره بر میگرده. قبلا از خرید کردن متنفر بودم و البته هنوز هم دل خوشی از خرید کردن ندارم. اما چیزی که فرق کرده نحوه خرید کردن من است. تا پیش از این برای هر خریدی که داشتم حداکثر یک ساعت وقت می گذاشتم و به یکی از فروشگاه هایی که می شناختم سر میزدم و پس از کمی فکر کردن بر روی اجناسی که اون فروشگاه داشت خریدم را به پایان می رساندم. برای من جای تعجب داشت که خانم ها بیرون می رفتند و بدون اینکه چیزی بخرند به خانه برمیگشتند و در این بین فقط پاپ کرنی یا ذرت مکزیکی یا چیزی شبیه این هم میخوردند و تازه لذت هم می بردند!!!
اما چند وقتیه که برای خریدهایی که به ندرت هم انجام میدهم وقت می گذارم. در واقع یک تصور و ذهنیت از چیزی که می خواهم بگیرم در ذهنم ایجاد می کنم و در شهر به دنبال آن تصویر می گردم.
مدت ها بود که به دنبال یک کیف بودم. از زمان سالهای ابتدایی دوره کارشناسی کیف نخریده بودم . در این بین و چند سالی که بین تحصیلم فاصله افتاد و این چند ترم دانشگاه هم با همان کیف های قبلی سپری کردم اما در نهایت مجبور شدم که کیف بخرم. این کار یک پروسه طولانی بود. چند ماه ابتدایی به کیف های دوستام خیره میشدم و با دقت زوایای مختلفش را می گشتم. بعد از اون وارد فاز پیش خرید شدم ( چیزی شبیه فاز پیش تولید فیلم های سینمایی!). با پرس و جو فهمیدم که قیمت کیف نسبت به ده سال پیش تغییر شگرف و چشمگیری داشته و در نتیجه باید چند ماهی پس انداز می کردم. خلاصه با یاری حق تعالی و همچنین عید نوروز و عیدی هایش، مبلغی جور شد . حالا نوبت فاز بعدی بود که فاز خرید نام داشت و سخت ترین مرحله بود. به نوعی غول مرحله به حساب می آمد.
اول هفته با برادرم به قصد خرید کیف خانه را ترک کردیم ولی پس از گذشت 3 ساعت و برای اولین بار در تاریخ دست خالی به خانه برگشتیم! در بین همه کیف هایی که اون روز دیدم فقط یک مورد با تصورات من همخوانی داشت که آن هم به دلیل مارک و برندی که داشت با بودجه من مطابقت نداشت.
با یک روز استراحت، دوباره به قصد خرید از خانه بیرون آمدیم. در روز دوم تا دلتان بخواهد کیف فروشی زنانه دیدم. اصلا تازه متوجه شدم که چقدر بوتیک های زنانه و کلا فروشگاه هایی که وسایل زنانه می فروشند بیشتر از فروشگاه هایی است که لباس یا وسایل مردانه می فروشند. چرا آیا؟!
بعد از سه ساعت دیگه کاملا نا امید شده بودیم. در راه برگشت برادرم گفت فلان جا هم یک کیف فروشی هست. اتفاقا کیف فروشی خوبی بود و تنوع قابل قبولی داشت. این فروشگاه 5 فروشنده داشت که اصلا و ابدا صحبت نمی کردند فقط مثل بادیگارد همراه من و برادرم از این سر فروشگاه به اون سر فروشگاه منتقل می شدند! قیمت بعضی کیف ها آنقدر عجیب بود که گاهی مجبور بودیم انگشتمان را روی یکی از صفر ها بگذاریم تا قیمت آن را به تومان باور کنیم!!
در نهایت پروسه خرید کیف من با چند ماه فاز پیش خرید و هفت ساعت فاز خرید، دوشنبه شب به پایان رسید. این موفقیت بزرگ را به خودم، برادرم، مرزبانان آزاد شده، کاترین اشتون، بهبود فریبا، انصراف دهندگان از یارانه، مسافرین هواپیمای مفقود شده مالزیایی تبریک و تهنیت عرض می کنم.
در حال حاضر عده ای در مجلس شورای اسلامی کشورمان هستند که نمی دانند چه وظیفه ای دارند. هر روز روی صندلی های سبز مجلس می نشینند و با گوشی و تبلت در دنیای مجازی سِیر می کنند و آخر ماه هم حقوق های بالا می گیرند. این دسته چون هر شب با وجدانشان مشکل دارند که آیا حقوقشان حلال است یا نه، فردا روزی در مجلس به یک وزیر تذکر می دهند و علیه فلان وزیر امضا جمع می کنند که در نهایت بگویند آری در این چهار سال ما به همه وزیرها تذکر دادیم و شونصد نفرشون را هم استیضاح کردیم.
از طرف دیگر می بییند در دوره قبلی ریاست جمهوری با آن همه کارنامه درخشان، به غیر از موارد اضطرار و مواردی که خواجه حافظ شیرازی هم از آن با خبر بود و نمیشد لاپوشانی کرد حتی تذکر هم نمی دادند و داد و مردم در آمده بود، این دوره می خواهند پدرِ دولت را درآورند و جبران کم کاری هایشان را بکنند.
خلاصه اینکه هر روز اطلاعیه ، بیانیه، تذکر، سوال و استیضاح پشت سر هم داریم و البته چیز دیگری هم نداریم. تا حالا وزیر خارجه، امور اقتصاد و دارایی، فرهنگ، راه و شهرسازی، صنعت معدن و تجارت، جهاد کشاورزی ، وزیر کشور و وزیر دفاع و ... تذکر دریافت کردند...
امروز در اخبار 20:30 گفته شده که " تذکر نمایندگان مردم به وزیر کشور به خاطر دیدار با یکی از حامیان فتنه". این نماینده ها این کلمه فتنه را پیدا کرده اند و به هرکسی که میرسند با نام فتنه گر، سران فتنه، حامی فتنه و غیره خطابش می کنند. حال یکی نیست از این ها بپرسد که آیا این کسی که میگویید حامی فتنه بوده و برای دیدار با او ، به وزیر کشور تذکر می دهید همان رییس جمهور 9 سال قبل نیست؟همانی که 20 میلیون رای داشت؟کسی که هیچ سند و مدرکی بر علیه او ندارید؟
کاش کسی بود که این نماینده ها تذکر می داد که بترسند از روزی که زمانه عوض شود