
حدود یک هفته، ده روز پیش و بعد از سالیان متمادی، شهربازی جدید اصفهان به طور آزمایشی افتتاح شد. شهربازی قبلی و همچنان فعال اصفهان را دقیقا کسی نمی داند چه سالی ساخته شده. همه نسل های بعد و قبل از انقلاب با آن خاطره دارند و در دوران کودکی حداقل یک بار به آنجا رفته اند. از همان زمان هم چیز خاصی نداشته و به غیر از چرخ و فلک و سرسره و قطار و تونل وحشت و چند وسیله بازی ساده دیگر ، چیزی ندارد که شما را سورپرایز کند. اما حالا و بعد از این همه سال، با تبلیغات متعدد شهری، "شهر رویاها" به عنوان بزرگترین شهربازی خاورمیانه به طور آزمایشی افتتاح شد. در بین فاصله افتتاح آزمایشی تا افتتاح رسمی که حدود یک هفته دیگر است، دیروز از اصحاب رسانه دعوت شد که از این مجموعه بازدید کنند.
اولین نکته نرخ ورودی این مجموعه است که برای افراد با قد بالاتر از 140 سانتی متر، 40 هزار تومان آب می خورد. این اولین مسئله جدی برای این مجموعه است . چون یک خانواده پنج نفره با بچه های نوجوانی که قدی بالاتر از 140 سانتی متر دارند باید برای یک شب استفاده از این مجموعه 200 هزار تومان پرداخت کنند که این میزان هزینه در توان همه خانواده ها نیست.
این مجموعه با کمک پیمانکار چینی ساخته شده و نشانه های آنها در همه جای مجموعه وجود دارد. از بلیط چاپ شده به زبان چینی گرفته، تا تکنسین های چینی و بازی های دیجیتالی که همه بدون استثنا به زبان چینی است. حتی آهنگ هایی که هر کدام از وسیله های بازی پخش میکرد به زبان چینی بود!
به طور مشخص و با یک نگاه می توان فهمید که این مجموعه بدون شک بزرگترین مجموعه بازی خاورمیانه نیست. من ِ نوعی که پایم را از خاک کشور آن طرف تر نگذاشته ام هم می توانم تصور کنم که کشورهای حاشیه خلیج فارس ، شهربازی هایی به مراتب بزرگ تر از اینجا دارند.
اما وسیله های بازی هم بیشتر برای رنج کودک و نوجوان طراحی شده و همچنان سرگرمی برای جوانان طراحی نشده است. دوستی می گفت در یکی از شهرهای مالزی و به خاطر وجود شهربازی معرکه ای که دارد، هیچ کسی معتاد نیست... یکی از بانیان این مجموعه هم اذعان میکرد که شهربازی هایی که در خود چین وجود دارد بسیار بزرگ تر و بهتر از این مجموعه فعلی است. در حالت کلی می توان گفت در کنار این مجموعه وجود بازی هایی که مناسب افراد جوان باشد همانند کارتینگ، بولینگ و بازی های حرکتی، می توانست از این مجموعه، شهربازی کاملی ایجاد کند. اما برای اصفهانی های عزیز، استفاده از این مجموعه برای یک بار می تواند شبی جالب و در لحظاتی هیجان انگیز ایجاد کند. رستوران ها و فست فودها و کافی شاپ موجود در این مجموعه، نیازهای شکمی را هم به خوبی برآورده می کند.
+ از آن جهت که دیشب از اصحاب رسانه دعوت شده بود و خیلی از افراد حاضر در شهربازی را می شناختیم، اصلا و ابدا امکان دست از پا خطا کردن وجود نداشت!! حتی در لحظاتی هم که هیجان بالا بود و آدرنالین در حال فوران بود، از جیغ زدن معذور بودیم و سعی می کردیم جلوی دوست و همکار، لبخند دیپلماتیک خود را حفظ نماییم...
++ و باز هم به دلیل حضور دوستان و همکاران، با تیپ و ظاهر متفاوت آنها نیز آشنا گشتیم. موردی داشتیم که چهره شخصی برایمان به شدت آشنا می نمود اما هر چقدر به خودمان فشار آوردیم او را به جا نیاوردیم تا آنکه خودش را معرفی کرد و تازه فهمیدیم ایشان را که در قالب مانتو ساپورت در شهربازی حضور به هم رسانده اند ، پیش از این در قالب چادر و مقنعه دیده بودیم و اتفاقا همسر یکی از دوستان به شدت مذهبی ما بود!!
این روزها حجم اخبار و اتفاقات و حوادث به قدری زیاد شده، که بعضی خبرها که در حالت عادی یک ماه می توانستند سرتیتر اخبار روز باشند و تا مدت ها روی جلد مجلات و نشریات باشند، در هجمه بی حد و حساب رخدادها گم می شوند. علت همزمانی رخدادهای هوایی و زمینی را نمی توان غیر از تقدیر و شاید بدشانسی عنوان کرد. اما دیگر اتفاقات هم تصادفی هستند؟! رسانه های دولتی و در راس آنها صدا و سیما، این روزها خودشان را غرق در نبرد غزه کردند و مهم ترین اتفاقاتی که در کشور خودمان روی می دهد را به خبرهای پنجم و ششم خود تبدیل کرده اند. مثلا ابتدا می گویند " تجاوز وحشیانه رژیم صهیونیستی" بعد می گویند " پاسخ کوبنده گردان های فلسطینی به حملات ددمنشانه اسرائیل" در ادامه با این تیتر ها رو به رو می شویم: " شهادت کودک پنج ساله در بیت لحم" ، "نارضایتی ساکنان شهرک های صهیونیستی" و بعد هم " انزجار عمومی مردم آمریکا از اوباما"...بعد با مروری بر خلاصه اخبار یک آنتراک میدهند و حالا نوبت اخبار بی اهمیت روز است : "سقوط یک فروند هواپیما در وسط تهران و کشته شدن 99 درصد مسافرین" ،" خروج قطار از ریل و باز هم کشته شدن عده ای دیگر از هم وطنان" ، " قطعی شدن استیضاح وزیر علوم به علت رو کردن دست عده ای از همین نماینده ها" و ...
به همین راحتی... من ِ نوعی که نشستم پای اخبار وقتی ببینم نیم ساعت ابتدایی هر بخش خبری، به نشان دادن خون و خونریزی و غیره می گذرد مطمئنا شبکه را عوض می کنم و به دیگر خبرها گوش نمی دهم. بعد از نیم ساعت خبرهای مهم گفته می شود. در این حالت صدا و سیما به وظیفه خود عمل کرده و از سوی دیگر هم کسی این خبرها را نشنیده... خیلی هم شیک و مجلسی!
پی نوشت: باز هم اینترنت به کمک ما می آید تا اخبار را به سلیقه خودمان ببینیم و بخوانیم و بفهمیم که امروز رابین ویلیامز، بازیگر محبوبم درگذشت و یا بعد از سه ماه آزاده نامداری و فرزاد حسنی جدایی خود را رسما تایید کردند...
