افرند
افرند

افرند

به خاطر چند مشت دلار

باز هم مثل همیشه... عبدولی با اینکه پیروز شده بود به خاطر نفوذ و ناداوری و هر چیزی که اسمش را بگذارید بازنده اعلام شد. امروز هم همین طور است و مرتب مجری و گزارشگر برنامه از ناداوری ها می گویند و اینکه چقدر همه جا حق ما را می خورند. اگر بازی ها در غرب آسیا باشد حتما عرب ها حق ما را می خورند. اگر بازی ها در شرق آسیا باشد، چشم بادامی ها حق ما را می خورند. کلا هر جا که باشیم حق ما را می خورند و با ناداوری رو به رو هستیم و نفوذ نداریم و کلا ملت خیلی مظلومی هستیم....


با خوشحالی مجری می گوید که کمیته ملی المپیک کار درست و به جایی انجام داده و به عبدولی همان مقدار پاداشی را می دهند که به برندگان مدال طلا می دهند. اما مسئولان کمیته ملی المپیک، جایزه پولی شما هر چقدر هم باشد جای مدال طلای المپیک و بازیهای آسیایی را نمی گیرد و جای این مدال ها در ویترین عبدولی خالی است...


این جایزه ها و پاداش های پولی، در واقع حق السکوتی است که به ورزشکاران داده می شود که مبادا وقتی به ایران باز می گردند گله کنند که چرا آقایان وقتی حق کشتی گیرهای ما را می خوردند فقط ایستادند و نگاه کردند و گفتند ما در فیلا و فیفا و فیبا و خیلی فی های دیگر سمتی نداریم و کاری از دستمان بر نمی آید...

راستی حق السکوتی که می دهید فقط چند هزار دلار است؟!

پــــَـــر



وضعیت خیلی از معاملات در کشور ما، دقیقا شبیه همان رفتار کبوترهایی است که روی سیم برق نشسته اند

اگر یکی از این کبوترها با دلیل یا بی دلیل بپرد

بقیه هم همراه با او می پرند

کاری هم ندارند که آیا اولی برای اجابت مزاج فصد پریدن کرده یا شکارچی دیده...






جان اف کندی


چهارشنبه که میخواستم برم دانشگاه، از شرکتی غیر از شرکتی که این دو سال مسافرش بودم بلیط گرفتم.

مسیر عبوری این شرکت هم با شرکت قبلی متفاوت بود.

نیمه های شب که چشم هام را باز کردم حس کردم رفتم خارج از کشور

محیط جدیدی که پیش رویم بود خیلی عجیب بود

یک جورایی شبیه شب های نیویورک ( حالا انگار ده سال ساکن نیویورک بودم!!)

همه چیز به شدت باکلاس بود!

کمی که بیشتر دقت کردم و سرم را اینطرف و اون طرف چرخوندم بالاخره یک تابلویی پیدا کرده

که نوشته بود

فرودگاه بین المللی امام خمینی!