افرند
افرند

افرند


مسیج تبلیغاتی آمده با این عنوان " کنسرت بزرگ فلانی در فلان جا (آدرس یکی از شهرهای کوچک اطراف)"


اولا که در همین اصفهان سالن برای برگزاری مناسب کنسرت نداریم. سالن های سینما را با دو عدد باند تجهیز می کنند تا بشود سالن کنسرت... اصلا بهتر بگویم به غیر از تهران سالن درست و حسابی برای موسیقی نداریم. بعد چطور می گوید کنسرت بزرگ در فلان جا؟!

دوم اینکه منظور از کنسرت بزرگ دقیقا چیست؟ آیا کنسرت مدیوم یا خیلی بزرگ و دو ایکس لارج هم داریم؟ بعد اگه این کنسرت های هزار نفری بزرگ باشد، کنسرت های خارجکی دقیقا چه سایزی دارند؟ مثلا خارجی ها در تبلیغشان می گویند "کنسرت XXXXL التون جان" ؟!

سوم هم اینکه آقا من کنسرت بزرگ نمی خوام. کنسرت کوچک و خودمانی می خواهم. کی را باید ببینم؟


مدتی پیش کتابی می خوندم با اسم "مصاحبه خلاق". در مورد این بود که برای انجام یک مصاحبه چه کارهایی باید انجام شود، چگونه سوال پرسیده شود، از چه ابزارها و تکنیک هایی استفاده کرد و ... در انتهای کتاب برای نمونه چند مصاحبه هم گذاشته شده بود که میشد به راحتی با نمونه های مصاحبه های خلاقانه آشنا شد. مثلا یکی از نمونه ها که بیشتر از همه در ذهنم مانده، مصاحبه با یک مرده شور بود که روایتی داستانی داشت. این کتاب را از چند لحاظ دوست داشتم. هم سبک جدیدی در نوشتن پیش روی آدم میگذاشت که به درد من ِ نوعی به عنوان وبلاگ نویس هم می خورد. از طرف دیگر آدم را تشویق می کرد که با همه ، هم صحبت شویم و حتی از یک گفتگوی ساده با اهالی و پیرمرد های محل، مصاحبه بسازیم. این تشویق ها کارساز بود و چند وقتیست که با اهالی محل بیش از یک سلام و احوال پرسی ساده، هم صحبت می شوم.

اما تا حالا دقت کردید که چقدر مصاحبه های خلاقانه کم است؟  چرا وقتی در کوچه و خیابان همدیگر را می بینیم یا پشت تلفن، نمی توانیم غیر از "چطوری" و "چه خبر" از عبارت های دیگه ای در گفتگوها استفاده کنیم.بعد از هر مسابقه وقتی می خواهند با ورزشکاران مصاحبه کنند اول از همه می پرسند که " مسابقات در چه سطحی برگزار شد؟" خب مشخص است که جواب این سوال هم همیشه این است که "در سطح بالایی برگزار میشد و نسبت به سال های قبل پیشرفت چشمگیری داشت...."

حالا فرض کنید فردی دوبار تا پای چوبه دار رفته و طناب دار به دور گردن او انداخته شد اما اعدام نشده و الان بعد از سپری شدن دوران محکومیتش آزاد شده... اگر شما به عنوان یک خبرنگار برای مصاحبه با این شخص انتخاب شده بودید چه سوال هایی از او می پرسیدید؟ به چند سوال فکر کنید و ببینید این مصاحبه کننده به شدت خلاق!! چه سوال های غیر کلیشه ای پرسیده و چگونه این سوژه عالی را سوزانده است...:



الان چه حسی داری؟

دوران زندان چطور گذشت؟

با مردمی که به تو کمک کردند و با پرداخت مبالغی موجب آزادی‌ات شدند حرفی داری؟

اگر در شرایط مشابهی با آنچه روز قتل اتفاق افتاد قرار بگیری چگونه رفتار می‌کنی؟

برنامه‌ات برای آینده چیست؟

خاطرات یک تریدر


چند وقتی میشه که در کنار روزنامه نگاری که به چشم پارت تایم و شغل دوم به اون نگاه می کردم، به عنوان یک تریدر (معامله گر) به عنوان فول تایم و شغل اول فعالیت می کنم. توضیح اینکه دقیقا چی را معامله می کنم هم سخت است و هم آسان. آسان از لحاظ اینکه سکه طلا معامله می کنم و سخت از لحاظ اینکه شرایط این معاملات پیچیده است. من در کارگزاری و در بازار معاملات آتی سکه در بورس معامله می کنم.

معاملات آتی سکه هم به طور خلاصه، خرید و فروش قراردادهای سکه برای ماه های آتی ( آبان، دی، اسفند و ...) با قیمتی تعیین شده و حجم مشخص است.  خریداران یا فروشنده ها برای انجام معامله باید به ما معامله گران مراجعه کنند و به طور مستقیم نمی توانند سفارش هایشان را ثبت کنند...


تا مدتی پیش انجام این معاملات به طور متمرکز در تهران انجام میشد و مشتریان دیگر شهرها برای انجام سفارش ها باید با تهران تماس می گرفتند. اما الان رویکرد جدیدی آغاز شده و در بقیه شهرها هم امکان معامله فراهم شده. خوشبختانه اولین معاملات سکه در اصفهان هم با کارگزاری ما شروع شده و از این نظر مزیت رقابتی خوبی داریم.

جذابیت این بازار هم ، امکان استفاده از اهرم مالی است به این معنی که می تونید با سرمایه کمی در سکه های زیادی سرمایه گذاری کرد...


اما در کنار تمام این موارد، این بازار حاشیه های زیادی دارد. به احتمال زیاد ، خاطراتم به عنوان یک تریدر را اینجا می نویسم...