X
تبلیغات
رایتل

شنبه 16 بهمن‌ماه سال 1395 ساعت 11:28

سن  و سال دار است و همیشه کت و شلوار و جلیقه سرمه ای تیره بر تن دارد. هر چند روز یکبار می آید و در مورد سهام اش سوال می پرسد. چند دقیقه ای می نشیند و بعد می رود. آرام و با طمانینه و همراه با ادب صحبت می کند. 

سراغ امور مشتریان یکی از شرکت های سهامی را گرفت. شماره و آدرس شرکت را  روی یک تکه کاغذ نوشتم و بهش دادم. گوشی اش را در آورد و شماره را در گوشی اش وارد کرد و گفت الان کاغذ را پس می دهد. 

گفتم برای شما نوشتم و به کاغذ احتیاجی ندارم. با اصرار کاغذ را پس داد. سرش را آورد جلو آرام در گوشم گفت: همسرم با این کارها موافق نیست و نباید این تکه کاغذ را در جیبم پیدا کند...

نظرات (3)
یکشنبه 17 بهمن‌ماه سال 1395 ساعت 12:57
خب احتمالا قبلا نتیجه این کارها رو دیده که حالا مخالف هست یا اینکه استرس کار رو دوست نداره و کلا ریسک پذیر نیست .

حالا مهندس جان سهام ما اوضاش در چه حااااله
.

الان من تمام موارد بالا رو برای خودم نفی کردم هااااا.
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 4 اسفند‌ماه سال 1395 ساعت 21:50
روزت مبارک امیر حسین .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم
پنج‌شنبه 3 فروردین‌ماه سال 1396 ساعت 14:00
سلام.سال نو مبارک امیرحسین.
امیدوارم سالی سرشار از شادی و خوشی کنار همسرت داشته باشی.
و سایه عزیزانتون مستدام باشه.
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد
e7e7e7