افرند
افرند

افرند

کارت خبرنگاری

پریشب به دعوت یکی از دوستانم برای تماشای یکی از فیلم های جشنواره کودک و نوجوان به سینما رفتم. وقتی رسیدم به دوستم مسیج دادم که دم سینما منتظرش هستم. فکر می کردم هنوز نیامده ولی دیدم که از داخل سینما بیرون آمد و یک کارت خبرنگاری بهم داد. گفت این را بنداز گردنت و با اعتماد به نفس وارد سینما شو. کارت گرچه مال یک نفر دیگه بود اما عکسش بی شباهت به من نبود. چند باری اسم طرف را خواندم تا حفط بشم . بعد هم کارت را گردنم انداختم و در حالی که سعی می کردم خودم را با اعتماد به نفس جلوه بدهم به سمت در ورودی سینما می رفتم که احساس کردم پشت سرم خبری هست.

سرم را که بر گرداندم دیدم هی وای من....

ادامه مطلب ...

ابوالفضل پورعرب

نمی دانم چند نفر از شماها عکس های جدید ابوالفضل پورعرب را دیده اید. اگر ندیده اید پیشنهاد هم  نمی کنم که عکس های جدیدش را در اینترنت سرچ کنید. چون به شدن شوکه می شوید. از دیدن سوپر استار دهه شصت و هفتاد جز تاسف خوردن چیزی عایدتان نمی شود. چهره در هم شکسته و به شدت لاغر او همه را منعجب می کند.

خبر ساده و کلی بود. ابوالفضل پورعرب بعد از ماه ها خانه نشینی به خاطر بیماری سرطان در انظار عمومی و در دید دوربین عکاسان قرار گرفته بود . چه طرفدارانش و چه منتقدینش همه با دیدن چهره او ناراحت شده بودند. بازیگری که با " عروس " و به همراه نیکی کریمی ناگهان اوج گرفت و چندین سال در اوج بود.


اما امروز از قول مدیر عامل بنیاد سینمایی فارابی خبری شوکه کننده در فضای مجازی منشر شد. خبر فوت این بازیگر هم به خاطر دیده شدن  عکس های جدید او و هم به خاطر نقل کننده خبر برای همه قابل باور بود و خبر فوت او همه جا پخش شد.

چند ساعتی نگذشته بود که از قول پسر پورعرب خبر صحت و سلامتش منشر شد و خیر قبلی تکذیب شد. همه از اینکه او سالم است و اتفاقی برای او نیفتاده خوشحال بودند اما نکته جالب و قابل تامل این است که یک مقام مسئول در حوزه سینما این خبر را برای اولین بار عنوان کرد و همه به موثق بودن منبع خود مطمئن بودند.  مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی عجولانه و بدون تحقیق بودن را دلیل اشتباه خود عنوان می کند ولی این چیزی را عوض نمی کند.



خبر مرگ و زندگی یک چهره شناخته شده بود که این وسط بی اهمیت  و ناچیز فرض شده...


شیربلال...

از محصولات ِ این فصل ِ باغمان و صد البته  از دست رنج خودم ،

این یک ماه ، هر هفته دو سه بار بلالی می خوریم.

آخرین بار  اواسط هفته پیش بود و به خاطر فراوانی نعمت! ، چهار تا بلالی خوردم و تا شام فردا شبش  نتونستم چیزی بخورم!

لذت بیشتری داره وقتی بلالی را از بوته اش جدا کنی و همون جا روی آتیش کباب کنی

اما اگر این شرایط هم مهیا نبود

میشه در یک عصر جمعه که اغلب اوقات دلگیره

منقلی بر پا کنی و بلالی کباب کنی


بفرمایید بلالی...