یک جور حس
شبیه لمس خنکای یک نسیم پاییزی روی صورت
شبیه لیس زدن انگشت ها بعد از خوردن پفک
شبیه مزه ترش آلوچه
شبیه درد پاها بعد از یک کوهپیمایی
شبیه صبحانه مفصل جمعه ها
شبیه یک ربع اضافه خوابیدن صبح ها
شبیه وقتی حرفِ دلت را نگفته یک دوست می داند
بعضی حس ها هستند که دوست داشتنی هستند. نمی شود توصیف شان کرد. باید لمسشان کرد. دوست داری شب ها قبل از خواب بهشان فکر کنی و لبخند بزنی. دوست داری باز هم تکرار شوند...
با توجه با پست قبل:
هیچگاه نشان ندهید که می توانید ظرف ها را خوب بشورید
یا در این زمینه استعدادی دارید
چون ممکن نتایج و عواقب بسیاری بدی داشته باشد!
پی نوشت : قابل تعمیم به خیلی از کارها...
اصلا برایم مهم نیست که آگاتا کریستی هنگام ظرف شستن شخصیت های داستان های پلیسی اش را خلق می کرد
به نظرم داشتن یک ماشین ظرف شویی برای یک زندگی از اولویت های اصلی است
فرقی ندارد مجرد ، متاهل و یا اینکه پسر خانواده باشی
چون ممکن است در یک دوره زمانی مسئولیت شستن ظرف ها روی دوش شما باشد!