افرند
افرند

افرند

عکسنتور!

حدود شش ماه پیش خواهرم به دنبال یک دوربین حرفه ای بود. اون موقع پول ما حدود 300 هزار تومان کمتر از قیمت دوربینی بود که قصد خریدش را داشتیم. گفتیم تا یک ماه دیگه پول هامون را جمع می کنیم و بعد دوربین را می خریم. دو ماه بعد که پولمون جور شد و قصد خرید دوربین را داشتیم باز هم قیمت دوربین افزایش پیدا کرده بود و مقداری کم داشتیم. این رویه تا چند هفته پیش ادامه داشت. چند هفته پیش یکی از اقوام حواله خرید قسطی دوربین برامون آورد که با اون می تونستیم دوربین را قسطی بخریم. چهارشنبه تصمیم گرفتیم که بالاخره بریم و دوربین  را قسطی بخریم. اما با توجه با جو بازار گفتم اول تماس بگیریم و شرایط خرید قسطی را بپرسیم بهتره. وقتی تماس گرفتیم نمایندگی فروش گفت به خاطر نوسان ارز فروش قسطی نداریم!!

دل دل کردن فایده نداشت. با رایزنی های فراوان وام مختصری از پدر گرفتیم و رفتیم که کار را یکسره کنیم. بعد از سه ساعت گشت و گذار در بازارهای فروش دوربین و چندین کیلومتر پیاده روی بالاخره دوربین مورد نظر را که باز هم قیمتش افزایش پیدا کرده بود خریدیم.


از چهارشنبه شب تا حالا خواهرم هنوز نتونسته دوربینش را درست و حسابی ببیند!  بند دوربین گردن من است و حتی به ترک های دیوار هم از دید هنری نگاه می کنم و همه چیز برایم در قاب دوربین خلاصه می شود.


از این رو و بعد از مدت ها در ادامه مطلب عکس یکی از سنتورهایم که صدایش را بارها شنیده اید به نمایش گداشته ام.

ادامه مطلب ...

فردا مال ماست

یه مدت بود پست های هر کسی را می خوندم پر بود از نا امیدی. لبریز از رخوت و بی حوصلگی. اما این چند روز پست ها باز هم به دلنشینی سابق شده اند. علیرضا با تمام مشکلاتش همچنان امیدوار و مستحکم گام بر میداره. شبنم پست به شدت دلنشینی نوشت و حال همه مون را خوب کرد. نیلو هم بعد از  غیبت صغرا برگشته و پخته تر از همیشه به زندگی نگاه می کنه. علی شیدا هم با حاشیه های زندگی اش کنار اومده. تلاش هم با هدف به آینده چشم دوخته...دیگر دوستان هم همینطور. شنیدید که میگن اون چیزی که تو را نکشه قوی ترت میکنه. فکر می کنم حال و روز همه ما همین است . هر چه فشار ها و سختی ها بیشتر می شود ما هم قوی تر می شویم و در نهایت انگشتمان را به نشانه فلان به سمت این زندگی می گیریم و نیشخندی تحویلش می دهیم.

بیایید  این 50 روز باقیمانده تا عید را یه کم بیشتر تلاش کنیم و از همین حالا برای سال بعد برنامه ریزی کنیم و امیدوارانه تر به زندگی نگاه کنیم ( به دور از هر گونه شعار و کلیشه و ...). هر کی موافقه بکوبه لایکو ( ببخشید این مورد مربوط به شبکه های مجازی بود!!) هر کسی پایه هست یا علی...


پ ن : برای دوستان بلاگفایی هر کاری می کنم نمی تونم کامنت بگذارم. یا کلا صفحه کامنت را باز نمی کنه یا اینکه کد تایید را نشون نمیده. من نمی دونم سرویس دهنده قحط بوده که رفتید تو بلاگفا وب ساختید؟!


پ ن 2: دوست جدیدم مریم انصاری امیدوارم باز هم بنویسی

به سوی فردا

از یک ماه پیش

هر شب بیشتر از ده بار خواب می دیدم

هر کدام از خواب هایم هم داستان متفاوتی داشتند

هیچ کدوم از خواب هایم وحشتناک نبودند.

گر چه بعد از بیدار شدن ، از واقعی نبودن  بعضی هایشان خوشحال شدم

اما این همه خوابی که می دیدم اعصابم را خورد می کرد

خودم فکر می کنم به خاطر استرس بود

استرس دوران جدیدی که در زندگی ام شروع می شود

از فردا گام به مرحله جدیدی می گذارم

و حالا  امیدوارم از تعداد خواب های هر شبم کاسته شود



الهی به امید تو