X
تبلیغات
رایتل

چه کنم که دست از سرم بردارید؟!

پنج‌شنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 16:42

"مشترک گرامی ، در صورت عدم تمایل به دریافت پیامک های تبلیغاتی ، عدد 1 را به 8999 ارسال کنید. همراه اول" این متن اس ام اسی بود که حدود یک هفته پیش به دستم رسید. من هم به چون به شدت به اینکار علاقه مند بودم سریعا عدد 1 برایشان ارسال کردم. توقع بیجا داشتم که به محض ارسال عدد یک ،دیگر رنگ و روی پیامک های تبلیغاتی را نبینم. اما زمانی که منتظر بودم در جوابم متنی بیاید که خیالم را از بابت این گونه مزاحمت ها راحت کند پیامکی آمد که از دیگاه فلانی شرکت در انتخابات اصل است و واجب شرعی و این حرف ها! از آن روز تا حالا من هر روز عدد یک را به همان شماره می فرستم و نه تنها پیامک های تبلیغاتی قطع یا کم  نشده بلکه دو برابر هم شده. دکتر زنان و زایمان ، تور تایلند سه شب و چهار روز ، شوی لباس شب ترک ، ایرانی آباد با مهندس فلانی و ... . دوستانی هم که ایرانسل داشته باشند از مزیت پیامک های طرح های مختلفش بهره مند می شوند.

اما این چند شب برای من پیامک هایی می آید در حد لالیگا. مثلا چند شب پیش در خواب ناز بودم که ساعت یک و نیم بعد از نصفه شب بانک محترم خبر داد که 600 تا تک تومانی بابت سود علی الحساب به حسابم واریز شده. من از همین تریبون از بانک محترم تشکر می کنم چون اگر این اطلاع رسانی به موقع نبود چرخ روزگار نمی چرخید و خدا می داند من روی این 600 تومان چقدر حساب باز کرده بودم و چه ایده هایی برای سرمایه گذاری که با آن در سر ندارم!

اما مورد دیشب از همه موارد جالب تر بود. ساعت 2:47 دقیقه بامداد بود که پیامکی به دستم رسید که متنی عجیب داشت : " دینام یادت نره خاموش کنی"  با چشم هایی که به زور باز می شدند و ذهنی که گیج خواب بودند سعی کردم منظور و مفهوم آن را درک کنم.  اول یاد کتاب چراغ ها را من خاموش می کنم زویا پیرزاد افتادم و بعد یاد دینام ماشین که چند سال پیش سوخت. نمی دانستم که آین اس ام اس به صورت رمزی ارسال شده و حاوی کدی امنیتی است یا منظور دینام راکتور هسته ایست یا حرف های دو کارگر در خط تولید دینام است،  به هر حال مانده بودم که من بی گناه چه کرده ام که خلوت ناب خواب هایم اینگونه آشفته می شود!!


 

لبخند تحقیر آمیز

دوشنبه 18 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 00:50




زمانی که به خیر و خوشی و پس از رفت و آمد ها و پیگیری های فراوان کارت معافیت از سربازی را گرفتم ( شرح مفصل ماجرا را می توانید در اینجا و اینجا بخوانید) فکر می کردم هر روز باید این کارت را به یک نفر نشان دهم یا در خیابان جلوی راهم را می گیرند و می گویند :" هی پسر تو سربازی رفته ای؟" و من هم با لبخندی تحقیر آمیز و به سبک نشان دادن" نشان مخصوص حاکم بزرگ میتی کومان "، کارتم را از جیبم در بیاودم و به مامور گیر دهنده نشان دهم. ولی این کارت به هیچ دردم نخورد ، نه به کسی نشان دادم و نه کسی به این بهانه سد راهم شد. البته اگر بخواهم روراست باشم باید بگویم که فقط یکجا به دردم خورد. آن هم زمانی که با ارائه کارت، مدرک دانشگاهیم را گرفتم که ایضا آن مدرک که به قول یکی کاغذ پاره ای بیش نیست به هیچ دردم نخورد.

پارسال که اعلام کردند تمام دارندگان کارت معافیت باید بر حسب زمان های تعیین شده با مراجعه به دفاتر خدمات پلیس + 10 کارت خود را هوشمند کنند من هم از سر بیکاری رفتم و به صورت داوطلبانه کارتم را به آنها دادم و یک رسید گرفتم. این رسید فقط یک ماه اعتبار داشت . از زمانی که رسید را گرفتم بیش از دو ماه می گذرد! اما خبری از آن کارت نیست. وقتی هم با دفاتر خدمات پلیس + 10 مراجعه می کنم می گویند حداقل سه چهار ماه طول میشکد ولی نمی دانم چرا رسید من فقط یک ماه اعتبار دارد!  وقتی می گویم حالا کارم به این کارت گیر است با لبخندی تحقیر آمیز می گویند خب میخواستی نیایی و کارتت را به ما بدهی! والا...

حالا که شدیدا نیاز به این کارت دارم هیچ چیزی در دست ندارم. فقط یک رسید نامعتبر و یک کپی که برابر اصل نیست. اگر هم کسی بهم گیر بدهد و ازم کارت پایان خدمت یا معافیت بخواهد باید منتظر لبخند تحقیر آمیزش باشم.

وجدانم! میگه: چرا عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی....

استاد...

جمعه 15 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 20:47

امروز 15 اردیبهشت سالروز تولد استاد بزرگ آواز ایران غلامحسین بنان است. استاد بنان به اعتقاد قشر کثیری از دوستداران و صاحب نظران موسیقی بهترین صدای موسیقی ایران را دارا بوده و هست. کسی که من همیشه و در هر مکان آمادگی این را دارم که با شنیدن صدای دلنشینش وقتی می گوید " تا بهار دلنشین آمده سوی چمن" یا با تحریرها و زیر و بم های فوق العاده اش در "باز ای الهه ناز" آرامش بگیرم و به صدای او و موسیقی ایرانی می بالم. خیلی از هنرجویان موسیقی ایران قطعاتی که او خوانده است را در دوران آموزش موسیقی می آموزند و اکثر شیفتگان آواز ، ردیف های موسیقی را با صدا و سبک او یاد می گیرند.

به شخصه ( و به اعتقاد خیلی ها که با آن ها در این زمینه صحبت کردم) بر این باورم که بهترین و کامل ترین صدای آواز خوانی ایران و موسیقی سنتی ایران متعلق به اوست.

امسال صد و یکمین سالروز تولد اوست. ای کاش در تهران بودم و به مزارش در امام زاده طاهر کرج سر می زدم.

روحش شاد....یادش گرامی


پی نوشت: یاد و خاطره ایرج قادری  گرامی. امروز 16 اردیبهشت او هم به سرای باقی شتافت. روحش شاد...

( تعداد کل: 527 )
<<    1       ...       172       173       174       175       176    >>
e7e7e7